با ولایت تا شهادت

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

با ولایت تا شهادت

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
متن و پاسخ
متن شایعه

"آیا می دانید از بین امامان ۱۲ گانه ، ۹ تن آنها با آب انگور سمی کشته شده اند ؟ البته توجه داشته باشید که این آب انگوره ها اصلا حاوی الکل نبوده اند !!! یک ضرب الامثل هست که میگه : آدم عاقل از یک سوراخ دو بار نیش نمی خوره! یک امام اینطوری کشته میشه ، دوتا امام اینطوری کشته میشن ، دیگه حداقل از نفر سوم انتظار داریم یه ذره سنجیده تر عمل کنن ! زشته به غرآن !!! آیا امام هشتم وقتی خلیفه عباسی میخواست بهش آب انگور سمی بده ، خبر داشت که آب انگور سمی هستش ؟ اگه خبر داشته ، پس یعنی خود کشی کرده ! اگه خبر نداشته پس جریان علم لدنی ائمه و ارتباط با ملائکه و جنیان و عالم غیب چی میشه ؟!! اگر می گید این خواست خدا بوده ، پس دیگه خلیفه عباسی رو چرا بهش می گید قاتل ؟ اگر خواست خدا بوده پس به این معنی هستش که از نظر خدا زنده نبودن امام هشتم از زنده بودنش مفید تر بوده!غیر از اینه خدا وکیلی؟؟؟! بعضی ها میگن خلیفه عباسی امام رو مجبور کرد که سم بخوره!!! عجبا !!!! امام معصوم و زیر بار حرف زور رفتن ؟ مگه شماها نمی گید که یزید میخواست به زور از امام حسین بیعت بگیره و اون بنده خدا زیر بار حرف زور نرفت ، یعنی امام معصومتون اینجا رفته زیر بار زور ؟!! بر فرض زیر بار حرف زور بره و آب انگور سمی رو بخوره . خوب امداد غیبی چی میشه ؟ چرا اثر سم خنثی نشد ، مگه نمی گید خدا آتش رو برای ابراهیم تبدیل به گلستان کرد ؟ این جا آب قطع بود ؟ در ضمن آب انگور شیرینه و سم تلخ. اگر سم رو داخل آب انگور بریزن به محض خوردن مشخص میشه که سم داره و مزه غیر طبیعی داره. پس نتیجه اینکه برای در دام انداختن قربانی ، سم رو داخل شراب میریزن که خودش تلخه تا طرف متوجه نشه... "

 

پاسخ شایعه

1. برخلاف ادعای شبهه هیچیک از ائمه(ع) با آب انگور مسموم نشدند! تنها در شهادت امام صادق(ع) و امام رضا(ع) به انگور مسموم، نه آب انگور، اشاره شده و بقیه به روشهای دیگر مسموم شده اند.

http://yon.ir/shahaadat

2. هر انسانی روزی می میرد و هیچ علمی مانع مرگ نیست! امامان(ع) به همه چیز علم نداشتند بلکه هرگاه اراده می کردند، به موضوعی علم پیدا می کردند. چون علم غیب تأثیرى در تغییر حوادث عالم ندارد، تکلیف آور نیست و تکلیف ائمه مانند سایر افراد بشر، بر اساس علم عادى است.

http://yon.ir/Takliif

3. علم غیب امام دو گونه است، علم به موارد حتمی و موارد غیر حتمی، که تنها در موارد غیر حتمی برای امام تکلیف و اختیار وجود دارد تا با تغییر زمینه ها برای حفظ جان خود بکوشد.

4. پس ائمه(ع) در امر شهادتشان یا اراده به استفاده از علم غیب نکرده اند، یا با عواملی مانند خباثت و تصمیم قطعی خلفا، موضوع حتمی بوده و تکلیفی برای امام باقی نمی مانده است. 

http://yon.ir/elmemam

5. استمرار امامت ائمه(ع) در دوران قدرت دشمنان خونریزشان بهترین دلیل امدادهای الهی است؛ بعنوان مثال امام حسن(ع) بارها مسموم شدند که مشیت الهی در سایر موارد به زنده ماندن ایشان بود. امامان هم مانند سایرین مرگ محتومی دارند که امداد غیبی در این زمان موضوعیت ندارد.

http://yon.ir/masmoomiat

6. قضا و قدر خداوند اگر حتمی شود، عوض شدنی نیست؛ علم امامان به زمان و مکان شهادتشان فقط علم به یک واقعه حتمی است که رضایت آن بزرگواران به این قضا و قدر موجب ترفیع درجات آنها می شود.

http://yon.ir/hatmii

7. شرب خمر نه تنها در اسلام حرام است بلکه غیرمسلمانان صاحب خرد نیز بدلیل مضراتش از آن دوری میکنند؛ چه رسد به امامان معصوم که انسانهای کامل و عامل ترین مردم به احکام خداوند و از هر پلیدی پاک می باشند.

http://yon.ir/tathir

8. بی اعتقادی نویسنده از محتوای شبهه پیداست اما نتیجه گیری غیرمنطقی و مغرضانه پایانی متن، دلیل روشن عناد او با دین و برگزیدگان خداوند است. 


حق جو وحق طلب باشیم

لینک مطلب جهت انتشار:
http://shayeaat.ir/post/457
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ آبان ۹۷ ، ۲۲:۱۰
مهدی فراحی
تحریف های ناجوانمردانه داستان «خاکسپاری حافظ»، علیه دین داری و اخلاق حافظ

تحقیق از: حجت الله حاجی کاظم

چکیده: اثبات می کنیم داستان منتشر شده با عنوان «خاکسپاری حافظ»، نسبت به داستانی که در منبع اصلی از ادوارد براون آمده به شدت تحریف شده است؛ جهت گیری این تحریف علیه دین و اخلاق را بررسی می کنیم و در نهایت نشان می دهیم حتی داستانی که در منبع اصلی توسط  ادوارد براون آورده شده، به عنوان نقلی تاریخی ذکر نشده و ادوارد براون می خواسته فقط نشان دهد برخی مردم چه قدر به فال حافظ باور دارند. نشان خواهیم داد این داستان حتی با شواهد تاریخی محکم که خود ادوارد براون در کتابش ذکر کرده است، سازگار نیست و واقعیت خارجی ندارد. (هرچند داستان منتشر شده هم با داستان براون متفاوت است) خلاصه اینکه از ضعف روحیه تحقیق در میان ما، جنبش های ضد دین خوب ماهی می گیرند. خوب.

وقتی با نقل‌های بسیار زیرکانه علیه دین و فرهنگ ایرانی مواجه می‌شویم؛ وقتی با بررسی محققانه آن‌ها متوجه دروغ‌های ظریف و اثرگذارش می‌شویم، اطمینان پیدا می‌کنیم که عده‌ای برای این تحریف‌ها و داستان‌ها وقت می‌گذارند تا باور خود را القاء کنند.

از نظر وجدان عموم انسان‌ها تحریف، ناجوانمردانه است و حتی کسی که می‌خواهد سخن درستی را برساند، حق ندارد با دروغ و تحریف به سوی هدف خویش حرکت نماید.



«داستان خاکسپاری حافظ»  که متأسفانه صدها بار (این تعداد را می‌توان با جستجوی معمولی در گوگل حدس زد) در فضای مجازی تکرار شده است، دروغی تاریخی است که هدف آن را بررسی کرده و اصل داستان را از منبعی که برای آن گفته‌اند (تاریخ ادبیات ایران نوشته ادوارد براون) می‌بینیم و منابع براون را نیز بررسی می‌نماییم.

متن داستان تحریف‌شده «خاکسپاری حافظ»

ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ ﺣﺎﻓﻆ از دنیا می‌رود ﺑﺮﺧﯽ ﻣﺮﺩﻡ ﮐﻮﭼﻪ ﻭ ﺑﺎﺯار (اراذل و اوباش) ﺑﻪ ﻓﺘﻮﺍﯼ ﻣﻔﺘﯽ ﺷﻬﺮ ﺷﯿﺮﺍﺯ ﺑﻪ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ می‌ریزند ﻭ ﻣﺎﻧﻊ ﺩﻓﻦ ﺟﺴﺪ ﺷﺎﻋﺮ ﺩﺭ ﻣﺼﻼﯼ ﺷﻬﺮ ﻣﯽ‌ﺷﻮﻧﺪ، به این ﺩﻟﯿﻞ ﮐﻪ ﺍﻭ ﺷﺮﺍﺏ‌ﺧﻮﺍﺭ ﻭ ﺑﯽ‌ﺩﯾﻦ ﺑﻮﺩﻩ ﻭ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻣﺤﻞ ﺩﻓﻦ ﺷﻮﺩ. ﻓﺮﻫﯿﺨﺘﮕﺎﻥ ﻭ ﺍﻧﺪﯾﺸﻤﻨﺪﺍﻥ ﺷﻬﺮ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺑﻪ ﻣﺨﺎﻟﻔﺖ برمی‌خیزند. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﮕﻮ ﻣﮕﻮ ﻭ ﺟﺮ ﻭ ﺑﺤﺚ ﺯﯾﺎﺩ، ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﯿﺎﻥ ﭘﯿﺸﻨﻬﺎﺩ می‌دهد ﮐﻪ ﮐﺘﺎﺏ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﯿﺎﻭﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻓﺎﻝ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ﻫﺮ ﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﺪﺍﻥ ﻋﻤﻞ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪ. ﮐﺘﺎﺏ ﺷﻌﺮ ﺭﺍ ﺩﺳﺖ ﮐﻮﺩﮐﯽ می‌دهند ﻭ ﺍﻭ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ‌می‌کند ﻭ ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﻧﻤﺎﯾﺎﻥ ‌می‌شود:

عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت        که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت
من اگر نیکم و گر بد ، تو برو خود را باش        هر کسی آن دروَد عاقبت کار که کشت
همه کس طالب یارند چه هوشیار و چه مست         همه جا خانه عشق است چه مسجد چه کنشت

ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺣﯿﺮﺕ ﺯﺩﻩ می‌شوند ﻭ ﺳﺮﻫﺎ ﺭﺍ به زیر می‌افکنند. ﺑﺎﻻﺧﺮﻩ ﺩﻓﻦ پیکر حافظ انجام می‌شود ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﺎﻓﻆ «ﻟﺴﺎﻥ ﺍﻟﻐﯿﺐ» ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﺷﺪ. (منبع: تاریخ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﺍﯾﺮﺍﻥ، ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺍﺩﻭﺍﺭﺩ ﺑﺮﺍﻭﻥ، ﺟﻠﺪ ﺳﻮﻡ)

جعل کننده داستان دروغین خاکسپاری حافظ چه می‌خواسته بگوید؟ (نقد محتوایی)

عبارت «مانع دفن جسد شاعر در مصلای شهر می‌شوند … به این دلیل که حافظ شراب‌خوار و بی‌دین بوده … » می‌خواهد وی را شراب‌خوار و بی‌دین معرفی نماید. مفتی و مردم شهر که هم‌عصر وی بوده‌اند، اعتراضی به این تهمت نمی‌کنند و تا آخر این داستان، کسی ادعای شراب‌خوار و بی‌دین بودن وی را رد نکرده و اتفاقاً شعری که آمده نیز در همین راستاست. جالب اینجاست که پروژه بی‌دین معرفی کردن امثال سعدی، زکریای رازی، خیام و … چندی است به‌عنوان بخشی از پروژه ضد دین فعالیت می‌نماید. آنان می‌خواهد مفاخر ایرانی و اسلامی را اهل فجور و موافق با نظرات خویش معرفی کنند. مقالاتی از استاد دکتر آقایانی چاوشی عضو هیئت‌علمی دانشگاه شریف در دفاع از دین‌داری برخی از این مفاخر منتشر شده است.

کسانی که فتوای مفتی شهر را اجرا می‌کنند، مردم کوچه و بازار هستند و نه فرهیختگان و اندیشمندان و از این رو سعی در دور نشان دادن منصب فتوا از تعقل و اندیشه دارد.

با توجه به ماجرای داستان، معنای بیت دوم این خواهد بود که هرکس در امور مرتبط با دین تنها باید به امر خودش بپردازد و حساسیت‌هایی که دین نسبت به احکام شراب‌خوار، غیرمسلمان و … است، ناشی از توجه نکردن به عیب‌های خود است. البته ما معنای این بیت از شعر حافظ عزیز را که عمر در علوم رایج حوزه‌های اسلامی گذاشت،‌ این‌گونه می‌دانیم که ما را از عیب‌جویی دیگران منع کرده است و … که سخن صحیحی است اما دلیل بر مخالفت با احکام اجتماعی دین نیست.

با توجه به فضای داستان، می‌خواهند بیت آخر را این‌گونه تفسیر کنند که چه حقیقتاً شراب‌خوار باشی، چه اهل مسجد و چه اهل دیگر ادیان، هیچ تفاوتی در حضور تو در خانه عشق ندارد. درحالی‌که به نظر ما مقصود حافظ از میکده و می و کنشت و … مقاصد عرفانی است که در جای خود بررسی شده است.

می‌خواسته منطق دین‌داری را در جامعه مغلوب نهایی معرفی کند. منطقی که به ادعای آنان با فال حافظ هم شکست‌خورده بود. «ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ حیرت‌زده می‌شوند ﻭ ﺳﺮﻫﺎ ﺭﺍ به زیر می‌افکنند»

بررسی سند داستان و اثبات تحریف بودن داستان خاکسپاری حافظ

ماجرا از این قرار است که ادوارد براون از قول کتابی به نام «رساله لطیفه غیبیه» که در آن برخی نمونه‌های فال حافظ ذکر شده است، داستانی مشابه را نقل می‌کند که البته محتوایی بسیار بسیار متفاوت با داستان منتشر شده در فضای وب دارد. داستان مربوطه را از کتاب وی واژه به واژه نقل،‌ نقد و با داستان منتشر شده مقایسه می‌کنیم. برای تحقیق خوانندگان، کتاب را بارگذاری و پیوست کرده‌ایم که از اینجا قابل دانلود است.

قبل از ذکر مطلب ادوارد براون، باید گفت وی در همین کتاب می گوید:

«تنها اثری از معاصرین خود حافظ که مشتمل بر ذکر نام اوست و ما را بدان آگاهی حاصل گردیده، همانا مقدمه ای است که یکی از دوستان وی که جامع اشعار او بوده موسوم به محمد گندام نوشته.»(ادوارد براون، تاریخ ادبیات ایران، جلد سوم، کتاب دوم، فصل چهارم، صفحه ۳۶۰ کتاب، صفحه ۳۹۴ فایل پیوست)



تایید اهمیت مقدمه محمد گلندام از سوی ادوارد براون

براون منابع درباره حافظ را ضعیف بر می شمرد. (همان، صفحه ۳۶۴) سپس در بخشی که می‌خواهد در مورد اعتماد فارس زبان‌ها به فال حافظ سخن بگوید، از کتاب رساله لطیفه غیبیه مطالبی می‌آورد. کتابی که در بخش اسناد، آن را قوی ندانسته است. با این حال داستان‌هایی از فال حافظ از آن کتاب نقل می‌کند. در میان این داستان‌ها، به داستان فال حافظ در هنگام خاکسپاری او اشاره می‌کند که هیچ سندی برای آن بر نمی‌شمرد (حتی همین کتاب رساله لطائف غیبیه را). البته در نهایت داستان ادوارد براون با داستان منتشر شده در اینترنت کاملاً متفاوت است در حالی که منبع داستان را کتاب ادوارد براون معرفی کرده اند.

داستان به نقل از ادوارد براون چنین است: (ادوارد براون، تاریخ ادبیات ایران، جلد سوم، کتاب دوم، فصل چهارم، صفحه ۴۱۸ کتاب، صفحه ۴۵۳ فایل پیوست)

«هم از زمان حافظ حکایتی منقول است که در لطائف غیبیه ذکر نشده است و آن این است که چون شاعر وفات یافت، بعضی از تخطئه کنندگان وی مانع از آن شدند که او را در قبرستان دفن کنند. چون در این باب بر آن شدند که از دیوان او فالی برگرفته و هرچه از آن فال حاصل شد، حاکم قضیه باشد؛ دیوان را به تفأل گشودند این بیت مناسب برآمد:

قدم دریغ مدار از جنازه حافظ           که گرچه غرق گناه است، می‌رود به بهشت.»



تصویر متن اصلی داستان کتاب ادوارد براون

 

تحریفات داستان جعلی «خاکسپاری حافظ» نسبت به داستان براون

نسبت بی دینی و شراب‌خواری دادن به حافظ که متأسفانه موجب شده حتی برخی این داستان را با برچسب «شرابخواری-حافظ» در اینترنت منتشر کنند.

اضافه کردن فتوای مفتی و اراذل و اوباش دانستن پیروان فتوا دهندگان و اندیشمند و فرهیخته خواندن معترضان به فتوا دهنده.

تغییر قبرستان شهر به مصلای شهر برای کاهش تردید مخاطب

افزودن نقشی برای یک کودک برای تلطیف فضای داستان به نفع خود

حذف بیت نقل‌شده در داستان براون و جایگزین کردن سه بیت دیگر برای ایجاد منظور خود

مغلوب معرفی کردن منطق دین‌داران در مقابل شراب‌خواران بی‌دین (تهمتی که به حافظ می‌زنند): «ﻫﻤﻪ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ حیرت‌زده می‌شوند ﻭ ﺳﺮﻫﺎ ﺭﺍ به زیر می‌افکنند»

دلایل قابل استناد نبودن تاریخی خود داستان کوتاه ادوارد براون

باوجود آنکه داستان منتشر شده در اینترنت و شبکه های اجتماعی تفاوت های فاحشی با داستان براون دارد، اما به نظر می رسد خود داستان نقل شده توسط ادوارد براون نیز با مقصود بیان حقیقتی تاریخی نبوده و صرفاً براون می خواسته تمایل ایرانیان به فال حافظ را در خرده فرهنگ های اقوام ایرانی به نمایش گذارد. دلایل ما چنین است:

ادوارد براون این داستان را به‌عنوان نقلی در مورد فرهنگ شفاهی مردم نسبت به فال حافظ آورده و هیچ منبع تاریخی برای آن نداشته وگرنه به خاطر تقیدش به منابع، ‌ذکر می‌کرده است. (این داستان از فیصل عبدالحسن محقق معاصر نیز نقل شده که منبع وی هم ظاهراً همین ادوارد براون است.) به نظر می‌رسد انسان محققی همچون براون، نمی توانسته داستانی بی منبع نقل کند. تنها توجیه ما برای او این است که وی داستان را صرفاً به جهت نشان دادن رواج فال حافظ در میان ایرانیان چنین داستانی را نقل کرده است.

داستان براون اگر قرار باشد یک گزارش تاریخی تصور شود،‌ با برخی شواهد تاریخی ناسازگار است. برای مثال، خود ادوارد براون در همین کتاب از قول گلندام (که براون وی را تنها معاصر حافظ که درباره او نوشته می داند)، نقل می کند که حافظ در زمان خود اشعارش را جمع آوری نکرد و وی (گلندام) بعد از وی با مشقت و یکی یکی به جمع آوری اشعار وی پرداخت. حال چگونه ممکن است مردم هنگام مرگ او دیوانش را آورده و به او فال بزنند؟! حافظ پژوهان در مقدمه دیوان حافظ موجود در عصر حاضر، گفتار گلندام را به جهت اهمیتش می آورند. (برای مثال، دیوان حافظ نسخه محمد قزوینی و دکتر قاسم غنی) سعید نیاز کرمانی در کتاب «حافظ شناسی» می گوید: «محمد گلندام براى جمع آورى اشعار حافظ وعده میدهد که در ازاى هرغزل یافته شده یک سکه طلا بدهد» (حافظ شناسی، ج۴،صفحه۱۷۴) ضمنا تصویر کتاب ادوارد براون در مورد تدوین نشدن اشعار حافظ تا زمان وفاتش در ذیل آمده است:



گلندام می گوید حافظ در زمان خود اشعارش را جمع آوری نکرد.

تخطئه کننده حافظ چگونه می‌توانسته وی را از دفن شدن در قبرستان منع کند؟ تنها کسی که مسلمان نباشد در قبرستان مسلمانان دفن نمی‌شود در حالی که از نظر عموم حافظ پژوهان (و از جمله خود ادوارد براون) حافظ انسانی متقی، معلم قرآن، مدرس تفسیر (کشاف) و … بوده است و بندگی خدا می کرده. (صفحه ۳۶۲ و ۳۶۳ همان کتاب)

یکی از اشکالات منطقی داستان نیز این است: در داستان آمده که می خواستند از دفن او در قبرستان ممانعت کنند. این تنها در حالتی است که وی را کافر دانسته باشند. چگونه ممکن است مردم مسلمان کسی را کافر بدانند و برای حل اختلاف به بیت شعری استناد کرده و درنهایت به‌جای تکیه بر دین و شواهد عینی، بر آن فال تکیه کنند؟

یکی دیگر از اشکالات منطقی داستان چنین است: چگونه ممکن است فال حافظ به محض وفات بدون هیچ سابقه ای در زمان حیاتش رواج داشته باشد به نحوی که مردم شهر نسبت به ملاک قرار دادن آن به توافق برسند؟ (حتماً می گویند وقتی حافظ زنده بوده برایش فاتحه می‌خواندند و به دیوانی که نداشته فال می‌زدند!!؟)

بیاییم هر نقلی را منتشر نکرده و لااقل گاهی اسناد آن را بررسی نماییم. حافظ شیرازی عارف و فقیه نامدار جهان اسلام به همین راحتی در اذهان عمومی به نفع کفر و شراب خواری و شاهد بازی و … مصادره می گردد اگر ما اهل تحقیق نباشیم.

لطفا در صورت نقل،‌ منبع را ذکر کنید.

 برای شبکه های پیام رسان (در صورت تمایل، منتشر کنید تا دیگران نیز بدانند:)

تحریف‌های ناجوانمردانه داستان «خاکسپاری حافظ»

داستانی که صدها بار در اینترنت و شبکه‌های پیام رسان به نام «خاکسپاری حافظ» به نقل از ادوارد براون منتشر شده(خودتان جستجو کنید)، تحریف زندگی حافظ شیرین سخن است. داستان «خاکسپاری حافظ» ضمن معرفی حافظ به عنوان شرابخوار، دینداری دینداران را ملامت می‌کند و نتیجه فال حافظ را، یکسان دانستن مسجد و کنشت و نیز شکست دینداران جامعه آن روز می‌داند. گفته اند علما می گویند چون حافظ شرابخوار(؟) است، در فلان جا دفن نشود … فال حافظ گرفتند فهمیدند حافظ شرابخوار، آدم خوبی است و مسجد و کنشت یکسان است.

تحلیل تاریخی:

در متن منتشر شده در فضای مجازی، تعبیراتی بر داستان اصلی ادوارد براون افزوده‌اند و به کتاب او منبع داده‌اند. سعی کرده‌اند با این تغییرات، دینداری حافظ را زیر سؤال برده، علما را مخالفان حافظ معرفی و دینداران را قشرسطحی و اوباش جامعه آن روز نشان دهند. ضمناً شعری که در فال حافظ در کتاب براون آمده را تغییر داده و از یک بیت به سه بیت افزایش داده‌اند.

اما نکته مهم‌تر این است که ادوارد براون تاکید کرده که در مورد حافظ اطلاعات تاریخی بسیار کمی داریم و تقریباً تنها مستند ما، نوشته‌های گلندام است. براون، مشابه داستان خاکسپاری حافظ را تنها برای بیان این موضوع که در میان ایرانیان فال حافظ رواج دارد و داستان‌هایی هم در مورد اهمیت این فال رایج است، آورده و فقط خواسته بگوید چقدر در نظر برخی ایرانیان فال حافظ اهمیت دارد. همین. حتی هیچ منبعی هم برای این داستان ذکر نمی‌کند؛ در حالی حتی برای بقیه داستان ها منبع ذکر کرده است.

این داستان تناقض محتوایی هم دارد:
دیوان حافظ به تصریح حافظ شناسان از جمله براون، سال‌ها بعد جمع‌آوری شده و کتابی نبوده که از آن فال گرفته شود
و ضمناً استناد به فال حافظ بلافاصله بعد مرگ او بدون هیچ سابقه قبلی، بی معنی است.
از مستندات تاریخی بر می‌آید که حافظ، برای حفظ چهارده روایت قرآن وقت صرف کرده؛ دروس دینی همچون تفسیر می‌گفته و در لباس عالمی اهل دل و پرهیزکار بوده است.

متأسفانه این داستان نیز در ادامه پروژه کافر دانستن مفاخر ایران زمین همچون رازی و خیام و … است که با دروغ، قصد مخفی شدن پشت دانشمندان ایران را داشته است. داستان یادشده حتی ذکر منبع کرده اما غیر منصفانه، همان منبع را نیز تحریف نموده است.

در کپی کردن مطالب در شبکه های اجتماعی، کمی بیشتر دقت کنیم. مفاخرمان،‌ سرمایه‌های ما هستند.

توضیح مفصل‌تر و دانلود اصل کتاب و متن منتشرشده:


بررسی شبهات مشابه
http://mighatemehr.ir/fa/?cat=1006
منبع: پایگاه میقات مهر؛ ‌قلم حجت حاجی‌کاظم

لطفا رسانه باشید تا شایعات جامعه ما کاهش یابد.
این نسخه توسط پایگاه میقات مهر ترجمه شده است.


http://mighatemehr.ir/fa/?p=2144
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ مهر ۹۷ ، ۲۲:۱۹
مهدی فراحی


متن شایعه

من فریبا هستم مادر امیر بابک هشت ساله. دلیل این که مشخصات میگم بخاطر این که میخوام تجربه تلخی که داشتم رو در اختیار گروه بذارم، گرچه هنوز با عواقبش در جنگیم ولی فقط توکل به خدا داریم وامید به دعای شما دوستان. پسر من روز بیستم مرداد امسال مبتلا به سندرمی شد بنام میلرفیشر، یک بچه کاملا سالم که کلاس کاراته میرفت ولی به یکباره در ظرف شش ساعت تمام حرکات ماهیچه های محیطی وعلاوه بر ان بلع وگگ را از دست داد. پسر من ۳۶روز در ای سی یو بیمارستان بعثت همدان بستری شد. روزگار خیلی بدی بود حتی گاهی تنفسش نیز دچار مشکل میشد ولی خداوند بما لطف کرد و بابک اینتوبه (تنفس مصنوعی) نشد بابک 20 روز چشمانش بسته بود و۵۲ روز منع اب وغذا بود چون احتمال خفگی داشت.. فقط سرم درنهایت با امپول مخصوص وپلاسما فرز جواب داد و بعداز ۳۶روز از بیمارستان مرخص شد... الان خانه است. دیدش برگشته، کم کم بلع وسرفه وعطسش برگشت ولی مدام فیزیو تراپی میشه . حرکات در دستانش برگشته ولی انگشتانش هنوز نه وفعلا قادر به راه رفتن نیست..  امیدمان به خداست تا خواهرش دیماه به دنیا میاد بابک هم سرپا بشه.... ولی مامانهای گل برای خودم مهم بود بدونم چرا این بلا سر عزیز من امده خیلی تحقیق کردیم ،انواع ازمایشات حتی تا المان هم رفت. این بیماری در نتیجه عفونت ویروسی یا انفولانزا یا سرما خوردگی ایجاد میشود در حالیکه بابک در تابستان هیچ کدام از اینها را نداشت. در نهایت یکی از اشنایان که خانم دکتری بودند دوسال پیش به این بیماری مبتلا شده بودند به دیدار ما امد وایشان عنوان کردند علت را در یکی ازکلینیکهای امریکا بعد از سه ماه تحقیق روی ایشان مشخص کردند : واکسن انفولانزا!!! بابک به توصیه دکترهاش واکسن انفولانزا زد ولی افسوس که تجمع عفونت، ویروسی بود و برای بدن خودایمنی ایجاد میکند که بدترین حالت است زیرا واکسن انفولانزا تب نداره این ویروس میره وروی رشته های عصبی مینشینه بعد از مدتی گلبولهای سفید انرا شناسایی میکنند حمله که میکنند باعث پاره شدن غلاف میلین اعصاب میشود.. در امریکا گفته بودند که ما در این مملکت به این وسعت تنها واکسن انفولانزا را به ۱)پیرمردان و پیرزنهای بالای شصت سال که توان عفونت ندارن۲)بیماران سرطانی۳)بیماران هپاتیت وایدزی و درنهایت بیمارانی که درمانی ندارند تجویز میکنیم! حتی ما عقیده داریم که کودک ۲ روزه که متولد میشود تحمل انفولانزا را دارد !چرا شما در ایران آن را براحتی تهیه واستفاده میکنید؟ خواهش میکنم سه روز تب یا یک هفته انفولانزا بچه را کاملا وبه صورت طبیعی ایمن میکند ولی واکسن کاملا به بدن املای غلط میدهد. به گفته کلینیک امریکایی واکسن شما را در برابر یک نوع سرما خوردگی ایمن میکند و دربرابر ۹۹ نوع دیگر که توانستیم شناسایی کنیم خود ایمن میشوید که بسیار خطر ناک هست .از واکسن آنفولانزا استفاده نکنید. هشدار جدی "


پاسخ شایعه

1. اغلب اطلاعات شایعه صحیح نیست! سندروم "میلر فیشر" نوع نادری از بیماری "گیلن باره"است که یک بیماری خود ایمن و عفونی می باشد.
2. از هر یک میلیون تزریق این واکسن، تنها یک نفر دچار این علائم می‌شود! در اغلب موارد علائم این سندروم همزمان با تزریق واکسن بروز پیدا می کند که با توجه به ابتلای این کودک مدتی بعد از تزریق، واکسن عامل بیماری او نیست!
3. در ایران هم تزریق واکسن آنفولانزا تنها به سالمندان، کودکان، زنان باردار، بیماران قلبی، ریوی، کلیوی و دیابت توصیه می‌شود و فواید تزریق آن در این گروه‌ها بسیار بیشتر از احتمال بروز عوارض آن است!
4. ادعاهای فاقد سندی مانند "تحقیق یک کلینیک مجهول" یا "گفته های خانم دکتری ناشناس"، نمی تواند دلیل توصیه به عدم استفاده از واکسن باشد!
5. اگر عوارض ادعا شده فراگیری داشت، سازمان غذا و داروی جهانی و کشوری که سازمانی علمی و سختگیر است، جلوی تولید و توزیع این دارو را می گرفتند، نه اینکه برای آن تاییدیه صادر کنند!
6. انتشار مطالب غیرعلمی و فاقد مستندات معتبر، موجب بروز مشکلاتی در سلامت جامعه است! از بازنشر چنین پیامهایی جدا خودداری کنیم!

حق جو و حق طلب باشیم
لینک مطلب جهت انتشار:
http://shayeaat.ir/post/696

دوشنبه 19 مهر 1395

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ مهر ۹۷ ، ۱۰:۲۳
مهدی فراحی

💡 

تقصیر خودم بود که با پای مجازی

یک روز شدم وارد دنیای مجازی


اول همه چی خوب و سرجای خودش بود

تا غرق شدم داخل دریای مجازی


کم کم که جلو رفتم و دیدم چه فضاییست

گویا شده بودم خود آقای مجازی


یک روز یکی برد مرا توی گروهش

پیوستم از آن روز به اعضای مجازی


تایید شد آنگاه صلاحیتم آن جا

طبق نظر مجلس شورای مجازی


دیدم همه هستند در آن جا قَروقاطی

اصلا شده مانند اروپای مجازی


گفتم که چتِ با زن همسایه حرام است

گفتند مُجاز است به فتوای مجازی


آن قدر صفا داشت که هر شب بکنی چت

با مژده و مژگان و پریسای مجازی


با دیدن یک عکس شدم عاشق فردی

که بود فقط داخل رویای مجازی


آدم شدم و رفتم از آن روز خصوصیش

گفتم که منم عاشق حوّای مجازی


آیا پدرت هست که یک روز بیایم 

پیشش بکنم از تو تقاضای مجازی؟!


خوشحال شد و رفت و سر ثانیه برگشت

با جعبه ی شیرینی و بابای مجازی


آن روز، همان جا من و او عقد نمودیم

دادند به ما پول و هدایای مجازی


فردای همان روز که رفتم به سراغش

دیدم که طرف هست هیولای مجازی


گفتم تو مگر صاحب آن عکس نبودی

آن دختر خوش چهره و زیبای مجازی


خندید و به من گفت که آن عکس خودم نیست

برداشتم از توی فضاهای مجازی


جای لب و ابرو و رخ دخترک ناز

دیدم شده ام خام به لالای مجازی


حیف است؛ بیایید جوانان وطن را

دعوت بنماییم به تقوای مجازی


سیدحسن صفاری

2⃣3⃣2⃣8⃣🍁🥀

┏━━━🍃🍂━━━┓

⠀ @ashaarenabeparsi

┗━━━🍂🍃━━━┛

#طنز

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۵۹
مهدی فراحی

🏴 در پی حادثه تروریستی صبح امروز در اهواز، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای پیامی صادر کردند.


📝 متن پیام رهبر انقلاب اسلامی به شرح زیر است.

◾ بسمه‌تعالی

▫️ حادثه‌ی تلخ و تأسُفبار شهادت جمعی از مردم عزیزمان در اهواز به دست تروریستهای مزدور، یک بار دیگر قساوت و خباثت دشمنان ملت ایران را آشکار ساخت.


◾ این مزدوران قسی‌القلب که به روی زن و کودک و مردم بیگناه آتش میگشایند وابسته به همان مدعیان دروغگو و ریاکارند که پیوسته دم از حقوق بشر میزنند.


▫️ دلهای پرکینه‌ی آنان نمیتواند تجلّی اقتدار ملی در نمایش نیروهای مسلح را تحمل کند. 


◾ جنایت اینها ادامه‌ی توطئه‌ی دولتهای دست‌نشانده‌ی آمریکا در منطقه است که هدف خود را ایجاد ناامنی در کشور عزیز ما قرار داده‌اند.


▫️ به کوری چشم آنان ملت ایران راه شرافتمندانه و افتخارآمیز خود را ادامه خواهد داد و مانند گذشته بر همه‌ی دشمنی‌ها فائق خواهد آمد.


🖤 اینجانب تسلّا و همدردی خود را به خانواده‌های این شهیدان عزیز عرض میکنم و صبر و سکینه‌ی الهی را برای آنان و علوّ درجات برای شهیدان مسألت مینمایم.


👈 دستگاه‌های مسئول اطلاعاتی موظفند #با_سرعت و #دقت دنباله‌های این جنایتکاران را تعقیب کنند و آنان را به سرپنجه‌ی مقتدر قضائی کشور بسپارند.


◾ سیّدعلی خامنه‌ای

۳۱ شهریور ۱۳۹۷


🏴 @Khamenei_ir

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۱ شهریور ۹۷ ، ۲۱:۳۶
مهدی فراحی

*طبق محاسبه مرحوم دکتر احمد بیرشک در «گاهشماری ایرانی» واقعه کربلا به حساب گاهشماری شمسی  ۲۱ مهر سال ۵۹ هجری شمسی می شود. تاریخ شمسی هم که مثل قمری نیست که تغییر کند. موقعیت زمین نسبت به خورشید ثابت است و می شود با در آوردن اوقات شرعی شهر کربلا در این تاریخ حرف های مقتل نویسان را به ساعت و دقیقه برگرداند.*


*روز عاشورا چگونه گذشت؟*

*در این تحقیق علمی، اوقات شرعی روز ۲۱ مهر به افق کربلا (که در طول قرون حداکثر ۳+ دقیق اختلاف می تواند داشته باشد) را استخراج کرده ایم و روایات مقتل نگارها را با این ساعت ها تنظیم کرده ایم.*


*۵:۴۷ اذان صبح*


*امام علیه السلام بعد از نماز صبح برای اصحابش سخنرانی کرد. آنها را به صبر و جهاد دعوت کرد. و بعد دعا خواند: «اللهم انت ثقتی فی کل کرب... خدایا تو پشتیبان من هستی در هر پیشامد ناگواری»*

*طرف مقابل نیز نماز را به امامت عمر سعد خواند و بعد از نماز صبح به آرایش سپاه و استقرار نیرو مشغول شدند.*


*حدود ساعت۶*

*امام حسین علیه السلام دستور داد تا اطراف خیمه ها خندق بکنند و آن را با خاربوته ها پر کنند تا بعد آن را آتش بزنند و مانع از حمله سپاه از پشت سر بشوند*


*طلوع آفتاب*

*کمی بعد از طلوع آفتاب امام سوار بر شتری شد تا بهتر دیده شود. روبه روی سپاه کوفه رفت و با صدای بلند برای آنها خطبه ای خواند. صفات و فضایل خودش و پدر و برادرش را یادآوری کرد و اینکه کوفیان به امام علیه السلام نامه نوشته اند. حتی چند نفر از سران سپاه کوفه را مخاطب قرار داد و از حجّار بن ابجر و شبث ربعی پرسید که مگر آنها او را دعوت نکرده اند؟ آنها انکار کردند. امام نامه هایشان را به طرف آنها پرتاب و خدا را شکر کرد که حجت را بر آنها تمام کرده است. یکی از سران جبهه ی مقابل از امام علیه السلام پرسید چرا حکم ابن زیاد را نمی پذیرد و آنها را از ننگ مقابله با پسر پیامبر نمی رهاند؟ اینجا امام آن جمله معروفشان را فرمودند: «أَلَا وَإنَّ الدَّعِیَّ ابْنَ الدَّعِیِّ قَدْ رَکَزَ بَیْنَ اثْنَتَیْنِ: بَیْنَ السِّلَّه وَالذِّلَّه؛ وَهَیْهَاتَ مِنَّا الذِّلَّه ... فرد پستی که پسر فرد پست دیگری است. من را بین کشته شدن و قبول شدن و قبول ذلت مجبور کرده. ذلت از ما دور است.» سخنرانی امام علیه السلام حدوداً نیم ساعت طول کشده است*


*حدود ساعت ۸*

*بعد از سخنرانی امام علیه السلام چند نفر از اصحاب آن حضرت به روایتی بُرَیر که «سید القرآء» آقای قرآن خوانهای کوفه بود(الفتوح) و به روایتی زهیر (تاریخ یعقوبی و طبری) خطاب به کوفیان سخنان مشابهی گفتند.*

*بعد از سخنان زهیر و بریر، امام فریاد معروف «هل من ناصر ینصرنی» را سر داد. چند نفری دچار تردید شدند؛ از جمله حُر و فرد دیگری به نام ابوالشعثا و دو برادر که در گذشته عضو خوارج بودند.* 

*بعید نیست که کسان دیگری هم با دیدن شدت گرفتن احتمال جنگ، از سپاه کوفه فرار کرده باشند.*


*حدود ساعت ۹*

*روز به وقت چاشت رسیده بود که شمر به عمر سعد پرخاش کرد که چرا این قدر تعلل می کند؟ عمر سعد عاقبت رضایت به شروع جنگ داد. اولین تیر را به سمت سپاه امام علیه السلام رها کرد و خطاب به لشکریانش فریاد زد: «نزد عبیدالله شهادت بدهید که من اولین تیر را رها کردم.» بعد از انداختن تیر توسط عمر سعد، کماندارهای لشکر کوفه همگی با هم شروع به تیراندازی کردند. امام به یارانش فرمودند: «اینها نماینده این قوم هستند. برای مرگی که چاره ای جز پذیرش آن نیست، آماده شوید.» چند نفر از سپاه امام در این تیر باران کشته شدند. (تعداد دقیق را نمی دانیم . تعداد کشتگان تیر اندازی با تعداد کشتگان حمله اول ۵۰ نفر ذکر شده است.)*


*حدود ساعت ۱۰*

*بعد از تیراندازی ،«یسار»، غلام «زیاد بن ابیه» و «سالم» غلام عبیدالله ابن زیاد از لشکر کوفه برای نبرد تن به تن ابتدای جنگ بیرون آمدند. عبدالله بن عمیر اجازه نبرد خواست. امام حسین علیه السلام نگاهی به او کرد و فرمود: «به گمانم حریف کشنده ای باشی» عبدالله آن دو نفر را کشت. البته انگشتان دست چپش قطع شد.*

*بعد از این نبرد تن به تن، حمله سراسری سپاه کوفه شروع شد. ابتدا حجار به جناح راست سپاه امام حسین علیه السلام حمله کرد؛ اما حبیب و یارانش در برابر او ایستادگی کردند. زانو به زمین زدند و با نیزه‌ها حمله را دفع کردند.*

*همزمان شمر به جناح چپ سپاه امام‌ علیه السلام حمله برد. زهیر و یارانش به جنگ مهاجمین رفتند. خود شمر در این حمله زخم برداشت.بعد از عقب نشینی هر دو جناح کوفی، عمر سعد ۵۰۰ تیر انداز فرستاد که دوباره سپاه امام علیه السلام را تیر باران کردند که آن حملات، علاوه بر از پا درآمدن هر ۲۳ اسب لشکریان امام علیه السلام تعدادی دیگر از اصحاب شهید شدند. الفتوح،آن نفرات را ۵۰ نفر و ابن شهر آشوب ۳۸ نفر ذکر کرده است.*

*اولین شهید، ابوالشعثا بود و ۸ تیر انداخت که ۵ نفر از دشمن را کشت. امام علیه السلام او را دعا کرد. گروهی از سپاه شمر خواستند از پشت سر به امام علیه السلام حمله کنند زهیر و ده نفر به آنها حمله کردند.*


*حدود ساعت ۱۱*

*بعد از این حملات، امام‌ علیه السلام دستور تک تک به میدان رفتن را به یاران داد. اصحاب با هم قرار گذاشتند تا زنده‌اند نگذارند کسی از بنی‌هاشم به میدان برود. انگار برای شهادت با هم مسابقه داشتند. ‌بعضی «در مقابل نگاه امام‌ علیه السلام» شهید شدند. یکی از اولین کسانی که کشته شد، پیرمرد زاهد، جناب بریر بود. مسلم بن عوسجه بعد از او کشته شد. حبیب بر سر بالین او رفت و گفت کاش می‌توانستم وصیت‌های تو را اجرا کنم. مسلم با دست امام حسین علیه السلام را نشان داد و گفت: «وصیت من این مرد است».*

*یک بار هفت نفر از اصحاب امام‌ علیه السلام در محاصره واقع شدند، حضرت عباس علیه السلام محاصره آنها را شکست و نجاتشان داد.*


*اذان ظهر*

*حبیب بن مظاهر موقع اذان ظهر شهید شد. چون که نوشته‌اند امام علیه السلام خطاب به اصحاب گفت یکی برود با عمر سعد مذاکره بکند و بخواهد برای نماز ظهر جنگ را متوقف کنیم. یکی از لشکر کوفه صدا زد: «نماز شما قبول نمی‌شود.» حبیب به او گفت: «ای حمار! فکر می‌کنی نماز شما قبول می‌شود و نماز پسر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قبول نمی‌شود؟» به جنگ او رفت اما از سپاه کوفی به کمکش آمدند و حبیب کشته شد. امام علیه السلام از شهادت حبیب متاثر شد و برای اولین بار در روز عاشورا گریست. رو به آسمان کرد و گفت: «خدایا رفتن جان خودم و دوستانم را به حساب تو می‌گذارم.» امام‌ علیه السلام نماز را شکسته و به قاعده «نماز خوف» خواند. گروهی از اصحاب به امام‌ علیه السلام اقتدا کردند و بقیه به جنگ پرداختند. زهیر و سعید بن عبدالله حنفی خودشان را سپر امام کردند. نوشته اند سعید بن عبدالله ۱۳ تیر و نیزه خورد و به شهادت رسید. در آخرین نفس از امام پرسید: «آیا وفا کردم؟»*


*حدود ساعت ۱۳*

*۳۰ نفر از اصحاب امام علبه السلام تا وقت نماز زنده بودند و بعد از این ساعت شهید شدند. بعد از کشته شدن اصحاب، نوبت به بنی هاشم رسید. اولین نفر، حضرت علی اکبر پسر امام حسین علیه السلام بود. البته الفتوح عبدالله بن مسلم بن عقیل را اولین شهید بنی هاشم خوانده است. این عبدالله بن مسلم، به طرز ناجوانمردانه‌ای شهید شد. شهادت او بر جوانان بنی هاشم گران آمد. دسته جمعی سوار شدند و به دشمن حمله بردند. امام آنها را آرام کرد و فرمود: «ای پسرعموهای من بر مرگ صبر کنید. به خدا پس از این هیچ خواری و ذلتی نخواهید دید.»*


*حدود ساعت ۱۴*

*عاقبت امام حسین علیه السلام و حضرت عباس علیه السلام تنها ماندند. عباس علیه السلام اجازه میدان خواست اما امام او را مامور رساندن آب به خیمه ها کرد. دشمن بین دو برادر فاصله انداخت. عباس علیه السلام دلاور در حالیکه با شجاعت تمام سعی در آوردن مشک آب برای زنان و کودکان داشت در محاصره دشمن دو دستش قطع شده و با عمودی آهنین بر سرش زدند که از اسب بر زمین افتاد. اباعبدلله سراسیمه خود را بر پیکر قطعه قطعه برادر رساند. دشمن کمی به عقب رفت. امام علیه السلام برای دومین بار بعد از مرگ برادر عزیزش گریه کرد و فرمود «اکنون دیگر پشتم شکست»*


*حدود ساعت ۱۵*

*امام علیه السلام به طرف خیمه‌ها برگشت تا خداحافظی بکند. همچنین پیراهنش را پاره پاره کرد و پوشید تا بعدا در وقت غارت کردن توسط دشمن برهنه‌اش نکنند. وقت وداع با اهل بیت، کودک شیرخواره اش علی اصغر را به میدان برد تا او را سیراب کند که به تیر حرمله کشته شد.*

*امام علبه السلام به میدان رفت اما کمتر کسی حاضر به مقابله با ایشان می‌شد. بعضی تیر می‌انداختند و بعضی از دور نیزه پرتاب می‌کردند. شمر و ده نفر به مقابله امام علیه السلام آمدند. بعد از شهادت امام، بر پیکر مبارکش جای ۳۳ زخم نیزه و ۳۴زخم شمشیر شمرده شد.*

*در مقاتل نوشته اند زمانی که امام علیه السلام در آستانه شهادت بود اما کسی جرات نمی‌کرد به سمت ایشان برود اهل حرم از صدای اسب ایشان ذوالجناح متوجه شده و بیرون دویدند. کودکی به نام عبدالله بن حسن علیه السلام دوید و به طرف مقتل امام آمد. او را در بغل عمویش کشتند. امام ناراحت شدند و کوفیان را نفرین کردند: «خدایا باران آسمان و روییدنی زمین را از ایشان بگیر!»*


*ساعت ۱۶:۰۶ اذان عصر*

*وقت شهادت امام علیه السلام را وقت نماز عصر گفته‌اند. روایت تاریخ طبری به نقل از وقایع‌نگار لشکر عمر سعد چنین است: «حمید بن مسلم گوید: پیش از آن که حسین علیه السلام کشته شود شنیدم که می‌گفت «به خدا پس از من کسی را نخواهید کشت که خدای از کشتن او بیش از کشتن من بر شما خشم آرد.»*

*گوید: آن‌گاه شمر میان کسان بانگ زد که «وای شما منتظر چیستید؟ مادرهایتان به عزایتان بنشینند، بکشیدش!» گوید در این حال سنان بن انس حمله برد و نیزه در قلب امام علیه السلام فرو برد ...*


*حدود ساعت ۱۷*

*بعد از شهادت امام علیه السلام عده‌ای لباس‌های آن حضرت را غارت کردند که نوشته اند تمام این افراد بعدها به مرض‌های لاعلاج دچار شدند.*

*غارت عمومی اموال امام حسین علیه السلام و همراهانش آغاز شد. عمر سعد ساعتی بعد دستور توقف غارت را داد و حتی نگهبانی برای خیمه‌ها گذاشت.*

*یکی از شیعیان بصره به اسم سوید بن‌مطاع بعد از شهادت امام علبه السلام به کربلا رسید و برای دفاع از حرم امام جنگید تا شهید شد.*

*نزدیک غروب آفتاب است سر امام علیه السلام را جدا می‌کنند و به خولی می‌دهند تا همان شبانه برای ابن زیاد ببرد. بعد به دستور عمر سعد بر بدن مطهر امام و یارانش اسب می‌دوانند تا استخوان‌هایشان هم خرد شود.*


*۱۸:۴۹ اذان مغرب* 

*داستان روز غم انگیز عاشورا این‌طور تمام می‌شود که در حالی که عمر سعد دستور نماز جماعت مغرب را می‌داده، سنان بن انس بین مردم می‌تاخته و رجز می‌خوانده که «افسار و رکاب اسب مرا باید از طلا بکنید؛ چرا که من بهترین مردمان را کشته ام!»*

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ شهریور ۹۷ ، ۲۲:۴۲
مهدی فراحی

«داستان آموزنده حولاء»

روایت «حولا» دارای مضامین عالی تربیتی در بخش تربیت خانواده و امور زوجین است. توجه به این روایت دیدگاه اسلام را در خصوص مسائل زناشوئی و اهمیت مودّت و محبّت دو همسر بیان می کند.


«حولاء که نام اصلی وی زینب است، عطرفروش بود. وی به خانه پیامبر و همسران ایشان رفت و آمد داشت، و به آنان عطر می فروخت، روزی همسرش او را به کاری خواند ولی وی ابا کرد. تا اینکه شب شد و شوهر از دستش همچنان ناراحت بود، وقتی عازم مسجد شد تا نماز بگذارد، حولاء به دنبالش رفت ولی او روی برگرداند، به سویش رفت و دست راست و سر او را بوسید ولی شوهر همچنان محبّت او را نمی پذیرفت. حولاء فهمید که او به شدّت از وی عصبانی است لذا به رخسار زد و خاک به صورت می ریخت و به شدت و بلند بلند و زار زار می گریست و از ترس خدای جهانیان و اضطراب از آتش جهنّم و روزی که میزانها برپا و نامه ها باز می شود و ترس از عذاب مالک قیامت، می لرزید.


او سپس جعبه آرایش و عطرهای خود را آورد و خویش را معطر ساخت و پاکیزه نمود و چنان کرد که عروس در شب زفاف می کند، سپس رختخواب را پهن نمود و زیر لحاف خود را بر همسرش عرضه نمود ولی شوهر همچنان از او روی برمی گرداند، او دیگر بار به سویش آمد تا بلکه قبولش کند ولی شوهر باز صورتش را از وی برگردانید، حولاء چون وضعیت را چنین دید، سیلی به صورت خود نواخت و با صدای بلند گریه سر داد، او از خدای می ترسید و از عذاب قیامت اضطراب داشت و از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگهایند، به شدّت بی تاب بود و آن شب را لحظه ای به خواب نرفت و البته شبی طولانی تر از روز قیامت برای او بود، چون شوهر خود را خشمگین از خود دید و مقصّر در ادای حقّ او می شناخت.


صبح که شد، نماز خویش اقامه نمود، پوشیه (مقنعه) برصورت زد، عبایش را بر سر افکند و راهی منزل رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شد، چون رسید بدین شیوه سلام کرد:


سلام بر شما ای اهل بیت پیامبر، ای معدن علم و رسالت، ای مکان ورود و خروج فرشتگان، آیا اجازه می فرمایید برشما وارد شوم، خدای شما را رحمت فرستد؟


ام سلمه زوجه مکرمه رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم صدایش را شنید و او را شناخت، به کنیزش گفت برو و در را باز کن، کنیز در را باز کرد و حولاء وارد شد، ام سلمه گفت:


چه شده است و در چه حالی؟ و البته حولاء بهترینِ زمانه خود بود، او پاسخ داد، بی بی از خداوند عالمیان خائفم، شوهرم برمن خشم گرفته و می ترسم من هم به کینه او دچار شوم و از او خشم گیرم، ام سلمه گفت: بنشین، عصبانی مشو تا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بیاید.


حولاء نشست و با امّ سلمه شروع به گفتگو نمود و در این اثنا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وارد شدند و فرمودند: حولاء را نزد شما می بینم آیا به شما از عطرهایش نداده است؟ ام سلمه عرض کرد: نه به خدا ای پیامبر، خدا به تو و اهل بیت طاهر تو درود فرستد او آمده از حق همسرش بروی سؤال کند و سپس داستان را برای ایشان بازگفت و حضرت در جواب و در بیان حقوق شوهر فرمودند:


1- ای حولاء هیچ زنی نیست که به خشم به شوهرش نگاه کند مگر اینکه به خاکستری از آتش جهنم سرمه کشیده شود.


2- ای حولاء به کسی که مرا به حق به نبوّت و رسالت برانگیخت زنی نیست که حرف شوهرش را برگرداند مگر اینکه در روز قیامت به زبانش آویزان می شود و با میخهای آهنی کوبیده می گردد.


3- ای حولاء به کسی که مرا به حق به نبوّت برانگیخت، زنی نیست که دست دراز کند و بخواهد موی سر شوهرش را بکشد یا پیراهنش را پاره کند مگر اینکه خداوند دودستش را با میخ آهنین می کوبد.


4- ای حولاء به کسی که مرا بحق به نبوّت برانگیخت زنی نیست که بدون اجازه شوهرش از خانه خارج شود و در عروسی یا مجلس عزا و تشییع جنازه ای شرکت کند مگر اینکه خداوند چهل لعنت از راست و چهل لعنت از چپ بر او نازل کرده و لعنت بر او از پشت سرفرستاده تا وی را دربرگیرد، تا اینکه در لعنت خداوند از سر تا به پا غرق می شود و خدای متعال به قدر هرقدمی که بر می دارد چهل گناه تا چهل سال می نویسد و اگر چهل سال برسد، آن گناهان به تعداد کسانی که صدایش را شنیده براو نوشته می شود، سپس هیچ دعایی از او مستجاب نمی شود مگر اینکه شوهرش به مقدار نفرینی که براو فرستاده، به همان تعداد برایش از خداوند طلب غفران کند والّا این لعنت با این گستره تا مرگ او و برانگیختنش ادامه دارد.


5- ای حولاء به کسی که مرا به حق به نبوّت و رسالت برگزیده، زنی نیست که بی اذن همسر، نمازش را بیرون از خانه بخواند مگر اینکه روز قیامت با همان نماز می آید و آن به صورتش زده می شود، سپس دستور می یابد که وارد آتش شود، پس او چون ماهی از هم پاشیده و چون گوشت در آتش جهنم قطعه قطعه می شود.


6- ای حولاء به کسی که مرا به حق به نبوّت و رسالت برگزیده هیچ زن شوهرداری نیست که تنها در صحرا باشد و یا در آب رودخانه ای برهنه بوده باشد مگر اینکه خداوند در قیامت او را به یکی از صحراهای جهنّم پرتاب نماید و او آتش بزرگی را شعله ور کند و آن زن در آن آتش چون موج بلندی بایستد همانند ایستادن ماهی وقتی که در آتش افکنده شود.


7- ای حولاء به کسی که مرا بحق به نبوّت و رسالت برانگیخته است، زنی نیست که مهر را برشوهر سنگین کند مگر اینکه خداوند زنجیرهایی از آتش جهنم را براو سنگین سازد.


8- ای حولاء بحق کسی که مرا به نبوّت و رسالت مبعوث کرده است؛ زنی نیست که مهرش را برشوهرش تا روز قیامت به تأخیر اندازد و نگیرد و آن روز مطالبه کند مگر اینکه خداوند رسوایی دنیا را به او خواهد چشاند و البته عذاب قیامت بزرگتر است اگر می دانستند.


9- ای حولاء به کسی که مرا به حق به نبوّت و رسالت برانگیخت زنی نیست که بی اذن شوهر روزه مستحبّی بگیرد (البته نه واجبات ماه مبارک رمضان و یا هرآنچه به نذر و عهد و قسم مشروع واجب شده است). مگر اینکه از جمله گنه کاران است.


10- ای حولاء به کسی که مرا بحق به نبوّت و رسالت برانگیخت سزاوار نیست زن از اموال شوهرش بدون اذن او صدقه دهد که اگر چنین کند ثوابش از آن مرد و گناهش و وزر و وبالش برعهده زن است.


11- ای حولاء به کسی که مرا بحق به نبوّت و رسالت برانگیخت، جانشین پروردگار متعال برزن، مرد است پس اگر مرد از زن راضی باشد، خدا از او راضی است و اگر مرد از زنش ناخشنود باشد و براو کینه داشته باشد، خداوند براو خشمگین است و او مغضوب خدا و فرشتگان اوست.


12- ای حولاء به کسی که مرا بحق به نبوّت و رسالت و هدایت کننده و هدایت شونده برانگیخت اگر شوهر برزن خشم گیرد خداوند بر او خشم گرفته است و او در قیامت سرازیر محشور شود و با صورت به نهایت جهنم و وقعر آن با منافقین در پائین ترین درکات آتش انداخته می شود و خداوند مارها و عقربها و افعی ها از کوچک و بزرگشان بر او مسلط کرده و آنها گوشتش را می گزند و البته هرماری چون درخت و کوههای ثابت براو باشند.


13- ای حولاء هیچ زنی نیست که نمازش را بگذارد و ملازم خانه اش باشد و همسرش را اطاعت کند مگر اینکه خداوند گناهان گذشته و آینده او را ببخشد.


14- ای حولاء جایز نیست زن بیش از حد توان مرد بر او تحمیل کند و جایز نیست شکوه همسرش را نزد احدی از خلایق چه دور یا نزدیک ببرد.


15- ای حولاء، واجب است زن برضرر و نفع شوهرش و برتنگدستی و گشاده دستی او صبر کند، همانطور که همسر ایوب بیمار علیه السلام بر او صبر کرد، این زن هجده سال بر او صبر کرد، او را بردوش خود حمل می کرد و خودش گندمها را آرد می نمود و لباسها را شستشو می دارد، نان برای همسرش می آورد، خدای را سپاس می گفت، او را در پارچه می پیچاند و بر روی دوشش حمل می کرد و همه را به خاطر شفقت و احسان و تقرّب به سوی خدا انجام می داد.


16- ای حولاء به کسی که مرا بحقّ به نبوّت و رسالت برانگیخت هرزنی در سختی و راحتی برشوهرش صبر کند و مطیع او و اوامرش باشد، خداوند او را با همسر ایوب علیه السلام محشور کند.


17- ای حولاء زینت خود را برای غیر همسرت آشکار منما، چرا که جایز نیست زن مچ و قدم خود را برای غیر شوهرش از مردان آشکار نماید. که اگر چنین کند دائماً در لعنت خدا و خشم اوست، خدا بر او خشم گیرد و فرشتگانش او را لعن کنند و برای او عذاب دردناک مهیا نمایند.


18- ای حولاء بدان هرزنی داخل حمام عمومی شود، ابلیس ملعون دستش را برعورتش می گذارد و او را در اختیار خود قرار می دهد تا اینکه از حمام خارج شود چرا که حمام خانه ای از خانه های جهنم و از خانه های کفّار و شیاطین است (احتمال هرمعصیتی در آنجا و در بین میسر وجود دارد).


19- ای حولاء به کسی که مرا بحق به نبوت و رسالت برانگخیت، مرد حقوقی برزن دارد و از آن جمله اگر او را خواند راضی اش کند، و اگر به چیزی فرمانش داد، سرکشی نکند، به خلاف خواسته اش جواب او ندهد، مخالفت با او ننماید، در حالی که شوهرش از او ناخشنود است ولو اینکه بناحق باشد. شب را به صبح سپری نکند و هروقت که او خواست هرچند برکوهان شتر باشد خود را از وی منع ننماید.


20- ای حولاء اگر مرد برزن خشم گرفت، زن می بایست شوهرش را از خود راضی کند و جایز نیست به غضب به صورت شوهرش بنگرد بلکه او باید خود را به پای شوهر اندازد و دست برپاهایش بکشد تا اینکه خدا از او راضی گردد، چه اگر شوهر از او ناراضی باشد خدای متعال هم از او ناخشنود است.


21- ای حولاء حق زن برشوهر این است که شکمش را سیر کند و بدنش را بپوشاند و نماز و روزه و زکوة (البته اگر اموالی دارد) به وی بیاموزد، و البته زن در اینگونه واجبات نباید با او به مخالفت بپردازد.


22- ای حولاء به کسی که مرا بحق به نبوّت و رسالت برانگیخته است همانا پروردگارم به من مقام محمود عطا فرمود و بهشت و جهنمش را به من نشان داد پس مشاهده کردم که اکثر اهل جهنم زنانند. من گفتم: ای دوستم جبرئیل چرا چنین است؟ وی گفت: به خاطر کفرشان، گفتم: به خداوند کفر می ورزند؟ گفت: نه آنها کفران نعمت می کنند، گفتم: چگونه؟ گفت اگر همه زمانه شوهر آنها به آنها نیکی کند سپس خطایی نسبت به او از شوهر سرزند گوید من از تو هیچگاه خیری ندیده ام.


23- ای حولاء، بیشتر آتش جهنم از هیزم شعله و رشده زنان است؟ حولا پرسید: چگونه؟ حضرت فرمود: چون آنها وقتی لحظه ای برشوهرانشان خشم گیرند، گویند: من از تو هرگز خیری ندیده ام شاید از آن شوهر فرزندانی به دنیا آورده باشند.


24- ای حولاء مرد را برزن حقوقی است و باید او ملازم خانه اش باشد، شوهرش را دوست داشته باشد و نسبت به او مهربان باشد، از خشم او دور بوده و رضایت او را کسب کند، عهد و وعده با او را وفا کند، آنچه که شوهر را به خشم می آورد ترک کند و کسی را شریک در اولادش قرار ندهد (مرتکب فحشایی نشود) و او را اهانت نکند. در خانه جای گیرد، برای شوهرش خود را بیاراید، نمازش را بگذارد و از جنابت و عادت غسل کند.


اگر او چنین کند روز قیامت باکره با صورتی درخشان محشور می شود، پس اگر شوهرش فردی با ایمان و صاحب عمل صالح بوده باشد، در بهشت نیز همسر او خواهد بود وگرنه با شهیدی از شهداء ازدواج خواهد کرد، حضرت در نهایت فرمود: اگر شوهرت نزد تو نیست خود را معطر نساز.


25- ای حولاء هرکدام از شما زنان ایمان به خدا و روز قیامت دارد زینتش را برای غیرهمسرش قرار ندهد و حجاب خود را باز نکند و مچ دست خود را آشکار نکند و هرزنی هرکدام از اینها را برای غیرشوهرش قرار دهد، دینش را تباه کرده و خدا را برخود خشمگین ساخته است.


26- ای حولاء جایز نیست برای زن، که جوان بالغی وارد خانه اش شود و او حق ندارد چشمانش را از او پرکند و سیر به او نگاه کند و حق ندارد اجازه دهد جوان نیز به او سیر نگاه نماید و نباید با وی بخورد یا بیاشامد مگر اینکه آن جوان با وی محرم باشد و اینها در حضور شوهر صورت گیرد، در این هنگام عایشه گفت:


هرچند آن جوان بنده و مملوک باشد، حضرت فرمود: هرچند او مملوک باشد، زن نباید هیچ کدام از این کارها را انجام دهد که اگر زن چنین کرداری از او سرزند خداوند بر او خشم گرفته و او و تمام ملائک وی را لعن می کنند.


27- ای حولاء هیچ زنی نیست که آبی پاکیزه برای شوهرش آورد مگر اینکه خداوند از هر رنگی در بهشت برای او خلق کند و به او بگوید، بخور و بیاشام در مقابل اعمالی که در گذشته انجام داده ای.


28- ای حولاء زنی نیست که سخنی از شوهرش را بشنود و برآن صبر کند مگر اینکه خداوند به قدر هرکلمه ای که شنیده و برآن صبر نموده است، برای او مزد روزه گیر و مجاهد در راه خدا را بنویسد.


29- ای حولاء زنی نیست که از شوهرش شکایت کند مگر اینکه خداوند بر او غضب نموده و زنی نیست که لباسی برشوهرش بپوشاند مگر اینکه خداوند در قیامت هفتاد خلعت بهشتی که هرخلعتی از آنها چون گل سرخ و زیبا و ریحان باشد، به او بپوشاند و چهل کنیز از حوریان به او عطا گردد تا خدمتش کنند.


30- ای حولاء به کسی که مرا به نبوّت و رسالت و تبشیر و انذار فرستاده زنی نیست که از همسرش حامله شود مگر اینکه زیر چتر رحمت الهی و زیر سایه خداست تا اینکه درد زایمانش آغاز شود و او هربار که درد به سراغش آید، همانند این است که کنیزی مؤمنه را در راه خدا آزاد کرده باشد و چون فرزندش را بدنیا آورد و شروع به شیر دادن او کرد، فرزند سینه مادر را نمی مکد مگر اینکه از بین دو دست مادر نوری تا روز قیامت ساطع می شود به طوری که همه گذشتگان و آیندگان با دیدنش تعجب می کنند و او چون کسی است که همواره روزه دار و هرشب به قیام بگذراند و ثوابش به وی عطا می شود و هرچند به ظاهر روزه دار نباشد (یا هرچند ماه مبارک به خاطر ضرر روزه برای او و یا فرزندش روزه نگیرد) ثواب روزه دار و نمازخوان در همه عمر به وی عطا می شود و چون او فرزندش را از شیر بازگیرد، خدای متعال می فرماید: ای زن هرآنچه از گناهان داشتی برتو بخشیدم، اعمالت از سر گیر، خداوند به تو رحم نماید. حولاء پرسید: ای رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم خداوند برتو درود فرستد همه اینها به نفع مرد است. حضرت فرمود: بلی، حولاء عرض کرد:


زنان چه امتیازی دارند؟ حضرت صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: برادرم جبرئیل همواره مرا در مورد زنان سفارش می کرد به طوری که من گمان بردم جایز نیست شوهرش به وی اف گوید. او به من گفت: ای محمد صلی الله علیه و آله و سلم از خدای متعال در مورد زنان بترس، چرا که آنها اسیران دست شمایند، شما امانات الهی را اخذ کرده اید به فرمان خدا و سنّت و شریعت محمد صلی الله علیه و آله و سلم آنها را برخود حلال ساخته اید.


لذا برای آنها برشما حقی است واجب چرا که جسم آنها را برخود حلال ساخته و بدنشان به شما رسیده و فرزندانتان را در رحمشان نگه می دارند تا اینکه درد زایمان آنها را بگیرد، بنابراین با آنها مهربانی کنید، روحشان را شاد نمایید تا اینکه با شما باشند، آنها را ناراحت نکنید و به خشم نیاورید و از آنچه به آنها داده اید جز به رضای خودشان بازپس نگیرید. و آن حضرت نیز فرموده اند: هرمردی یک سیلی به زنش بزند خدای متعال به مالک که خازن جهنم است امر می کند و او هفتاد سیلی آتشین در آتش جهنم به صورتش خواهد زد».


منبع : غضنفری، علی؛ ازدواج و آداب زناشویی در آیینه حدیث، ص: 159


تاریخ انتشار : 1397/1/30



https://hawzah.net/fa/LifeStyle/View/52098/%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA-%D9%85%D9%81%D8%B5%D9%91%D9%84-%D8%AD%D9%88%D9%84%D8%A7%D8%A1

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ شهریور ۹۷ ، ۰۶:۲۳
مهدی فراحی

جداکردن کودک از شیر 

از شیر گرفتن نوزاد معمولاً کار ساده ای نیست زیرا جدای از شیر خوردن ، کودک وابستگی هایی به مادر و آغوش او پیدا کرده است که به راحتی از آن دل نمی کند. بعضی از بچه ها به راحتی شیر خوردن را ترک می کنند اما برخی دیگر در دوره ای طولانی و با سختی های بسیار، راضی به خوردن غذاهای دیگر می شوند. برخی از اصول روان شناختی می تواند برای از شیر گرفتن کودک از شیر مادر موثر باشد.

از شیر گرفتن کودک مهم ترین خداحافظی دنیا 
جدا شدن از شیر مادر فقط دل کندن از یک غذا نیست بلکه کودک را برای نخستین بار با تجربه هایی مواجه می کند که در آینده او هم مؤثر است. اگر بدانید که شیرخوردن برای کودک شما با چه احساساتی همراه است می توانید حال کودک تان و بدقلقی های این دوران را بشناسید و برایش چاره اندیشی کنید:

* شیر مادر و مکیدن همراه آن نخستین فعالیت لذتبخش برای بچه هاست که واسطه ارتباط بهتر با مادرشان است.

* اینکه مادر بالاخره تصمیم بگیرد که شیر خوردن را از فرزندش بگیرد هم نخستین تجربه حس محرومیت برای بچه است که مادر اقدام به ایجاد آن محرومیت می کند. این تجربه احساس محرومیت آن هم از طرف مادری که همیشه مهربان است بچه ها را برای مدت کوتاهی دچار تضاد روحیه می کند تا جایی که مادر با روش های دیگر به ابراز محبت روبیاورد.

* چالش خداحافظی با شیر مادر نخستین قدم برای کمک به مستقل شدن و اجتماعی شدن بچه ها هم هست. استفاده نکردن از شیر مادر همانطور که یک قدم وجود بچه ها را از وجود مادر مستقل می کند روی دیگری هم دارد. مادرانی که نخواهند به موقع فرزندشان را از شیر بگیرند و کودکشان بیش از 2 سال شیر بخورد احتمال شخصیت وابسته به دیگران بودن را در فرزندشان به شدت تقویت می کنند..

از همسرتان بخواهید وقت بیشتری را با فرزندتان بگذراند. در دورانی که قصد دارید کودک را از شیر بگیرید، از او بخواهید به کودک غذا بدهد یا وقت هایی که شیر می خواهد، او را در آغوش بگیرد و بیرون از خانه ببرد

تصمیم های غلط جهت از شیر گرفتن کودک
این باورکه هرچه سریع تر بچه ها از شیر گرفته شوند کارتان راحت تر است، فقط عامل ضعف روحی و جسمی فرزند خواهد شد. هیچ وقت از تربیت تدریجی در هیچ زمینه ای دور نشوید. سینه مادر منبع آمال و آرزوی یک کودک شیرخوار است. پس اینکه برای قطع وابستگی او، از روش تلخ کردن سینه و... استفاده شود ناامید کردن بچه از منبع امید است و راه درستی نیست.

یکباره کودکتان را از شیر نگیرید 
بعضی مادرها از شیرگرفتن و کاستن از میل به مکیدن بچه ها را یکی می دانند و اگر قبلا بچه را وابسته به پستانک و شیشه شیر هم کرده اند، تصمیم به ترک یکباره آنها در مدت زمان کمی می گیرند که این شیوه درستی نیست و هرکدام مدت زمان خاص خود را برای قطع وابستگی می خواهد.

بعضی از مادران که شوق دارند هرچه زودتر فرزندشان از آب و گل دربیاید و کمی از آنها مستقل تر شود، ممکن است بلافاصله بعداز به پایان بردن دوران شیردهی، به از پوشک گرفتن کودک اقدام کنند اما این فاصله کم بچه ها را به لجبازی و ناآرامی سوق می دهد و در درازمدت آسیب رسان است.

 

نکاتی در مورد جدا کردن کودک از شیر 

خداحافظی با شیر مادر نخستین قدم برای مستقل شدن و اجتماعی شدن کودک است

 صبر را تمرین کنید 
از شرایط روحی بسیاری از کودکان در دوره قطع شیردهی می توان به بهانه گیری ها و لجبازی ها اشاره کرد. در این دوران تمرین صبر کنید و به جای استفاده از ابزارهای تنبیهی حواس بچه ها را پرت کنید و تفریحات او را بیشتر کنید.

کی و کجا بچه را از شیر بگیریم؟ 
ترک عادت شیر خوردن برای بچه ها شرایط نگران کننده و پراسترسی است. پس برنامه ریزی کنید تا موضوع آزار دهنده دیگری مثل سفر چند روزه پدر، اسباب کشی منزل، تولد یک نوزاد در نزدیکی کودک شما و... با این تصمیم شما همزمان نباشد. محل اقدام به حذف وعده های شیر خوردن را از مکان های مانوس و آشنا شروع کنید.

قبل از شیر گرفتن کودک ، میل غذایی را در او تقویت کنید 
قبل از شروع سعی کنید میل غذایی کودک را تقویت کنید تا به خوردن انواع غذاها، شیر پاستوریزه، استفاده از نی و... بیشتر انس بگیرد و بتوانید نیاز غذایی او را رفع کنید. اغلب باید 5وعده غذایی قبل از شروع به از شیر گرفتن برای بچه ها وجود داشته باشد اما تشخیص خاص پزشک کودک تان را هم جویا شوید.

زمان های خوش خلقی کودک را بشناسید 
اولین مرحله حذف را از زمان های غیراصرار بچه شروع کنید. اغلب، صبح ها یا ظهرها بچه ها کمتر برای خوردن شیرمادر اصرار می کنند.شما باید وعده خاص فرزندتان را بشناسید تا شروع کم حساسیتی برای قطع وابستگی داشته باشید. اگر اغلب در زمان و مکان خاصی به کودکتان شیر داده اید، در این دوران نظم گذشته تان را به هم بزنید.برنامه ریزی قطع دوران شیردهی را در مرحله اول به روزها موکول کنید و در آخر به شب ها برسانید.

کودک را در آغوش بگیرید 
بچه ها در این اوقات اگرچه از شیر شما باید دور شوند اما آغوش شما جبران نیاز عاطفی او است و نگرانی های او را کم می کند. نگران نباشید فیلش یاد هندوستان نمی کند. اما هرچه می توانید کودک تان را از دیدن صحنه شیر خوردن دیگر بچه ها یا تعویض لباستان دور نگه دارید.
چالش خداحافظی با شیر مادر نخستین قدم برای کمک به مستقل شدن و اجتماعی شدن بچه ها هم هست. استفاده نکردن از شیر مادر همانطور که یک قدم وجود بچه ها را از وجود مادر مستقل می کند روی دیگری هم دارد

جهت از شیر گرفتن کودک، از همسرتان کمک بگیرید 
از همسرتان بخواهید وقت بیشتری را با فرزندتان بگذراند. در دورانی که قصد دارید کودک را از شیر بگیرید، از او بخواهید به کودک غذا بدهد یا وقت هایی که شیر می خواهد، او را در آغوش بگیرد و بیرون از خانه ببرد. پدر می تواند شب ها فرزندتان را بخواباند و در کنار او باشد زیرا بسیاری از بچه ها عادت دارند با مکیدن سینه مادر خود به خواب بروند.

یادمان باشد 
عشق و علاقه بی ریای کودک به مادر برای رفع نیازهای عاطفی و روانی و رسیدن به آرامش وجود دارد اما به طور ناگهانی و با رفتار ضربتی و غلط این ارتباط قطع می شود و کودک را دچار شکست عاطفی تلخی می کند. این شکست عاطفی در فرآیند زندگی کودک تأثیر منفی می گذارد و در ازدواج و مسائل زناشویی وی در آینده مشکلات عدیده ای به وجود می آورد.

رفتار غلط مادر در ارتباط با این موضوع و نحوه از شیر گرفتن کودک ممکن است در ظاهر نتیجه بخش باشد و کودک دیگر شیر مصرف نکند اما باعث برهم خوردن حوزه روانی وی می شود و اختلالاتی چون وسواس، پرخاشگری، گاز گرفتن و... در رفتار وی ایجاد می شود. این فرآیند باید به طور تدریجی انجام شود و در یک دوره یک ماه تا ٤٥ روزه، به کودک فرصت دهیم تا بتواند با این موضوع کنار بیاید.

Aبارداری زن جن زده بدون رابطه با هیچ مردی! + عکس 16+Aفال روز یکشنبه 18 شهریور 1397

برگرفته از همشهری -/ ن.م

http://namnak.com/%D8%A7%D8%B2-%D8%B4%DB%8C%D8%B1-%DA%AF%D8%B1%D9%81%D8%AA%D9%86-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9.p24803#


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۵۹
مهدی فراحی

‌*🔵 متن شبهه🔵 *


پیامی برای ایرانیان در ماه محرم!


*بجای پرداخت میلیاردها تومان*

*به مداحان برای گریاندن شما،آن را هزینه خنداندن یتیمی کنید*


✅ پاسخ شبهه بخش 1⃣


 *هزینه ها و خرج های پوچ کدام است؟!⁉*


*وقتی میلیاردها دلار صرف هزینه آرایش، سفر به ترکیه و تایلند، خرج های سنگین برای سگ و گربه خانگی و..می شود؛ هیچ کس به یاد فقرا نیست؟؟؟؟*


 *وقتی رکوردار جراحی بینی در دنیا می شویم، هیچ کس با فقرا کاری ندارد، وقتی در صف های طویل فست فود و رستوران می ایستیم، یادی از فقرا نمی کنیم وقتی ماشین های ملیاردی فقط برای دور دور بازی خرید و فروش میشود و …*


 *چرا همین افراد یکبار هم به خرج های میلیونی که به خوانندگان برای کنسرت های بی محتوا می شود اعتراض نمی کنند…*


*❌قیمت بلیط کنسرت❌*


میانگین 85.000 تومان

ظرفیت هر سالن کنسرت(از600 تا 3000 نفر) :

میانگین 1800 نفر

1800نفر ضرب در 85000تومان=

*153.000.000 تومان*

فقط برای یک سانس!!

هزینه اجاره سالن و سیستم صوتی و تیم اجرایی:

بطور متوسط 25 میلیون تومان

هزینه تبلیغات محیطی و اینترنتی:

بصورت حداقلی 50 میلیون تومان

دستمزد خواننده و تیم نوازندگی:

بطور میانگین 40 میلیون تومان!

*جمعاً 266.000.000 تومان!*

آمارتعداد کنسرت های سال1390: 170 مورد

تعداد سانس در هر مورد: میانیگین 2 سانس

مجموع تعداد اجرا در سال90: 340 اجرا

340اجرا ضرب در 266میلیون تومان=

*90.440.000.000 تومان!!!!*

بله بیش از 90 میلیار تومان هزینه ایست که در کنسرت ها جریان دارد!!


 *با این پول میتوان حدود 13 میلیون پرس غذا (قیمه+مخلفات) برای نیازمندان تهیه کرد!!!*


*⁉براستی چرا در کنسرت ها یادی از فقرا نمی کنید⁉*

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ شهریور ۹۷ ، ۰۲:۴۳
مهدی فراحی

**شایعه و جوابش
شایعه:
🔵 بعد از هزار و چهارصد سال همچنان طبل حسین می غرد

🔻آیا صدای طبل حسین عدالت را بیدار می‌کند یا عدالت را خفه می‌کند؟

🔻آیا طبل حسین باعث شد که مداحان با عرق جبین ارتزاق کنند یا با تولید خرافه و گسترش دروغ در اطراف منابر ، دکان‌داری کنند؟

🔺پنجاه و یک میلیون نفر زیر خط فقر رفته‌اند و حقوق بازنشستگان فرهنگی کمتر از دو میلیون تومان است و طبل حسین همچنان می‌غرد.

🔺معادن کشور همه به بخش خصوصی که همان خاندان روحانیون و سرداران نظامی است رسیده و دریای خزر به روسیه واگذار شده تنها سهم اندکی بجا مانده و طبل حسین همچنان می‌غرد.

🔺کارخانه‌ها و کارگرانش با قیمت پایین به بخش خصوصی خودی‌ها رسیده و یک‌صد و پنجاه میلیارد دلار پول آزاد شده و تنها بیست میلیارد آن به صورت جنس به کشور بازگشته و بقیه به حساب‌های بانکی دیگران رفته و طبل حسین می‌غرد.

🔺خون‌بهای مردم ایران در سوریه و یمن و عراق و لبنان و فلسطین و بحرین و سومالی و.... هزینه می‌شود در صورتی‌که شرافت‌مندان ایرانی با فروش کلیه و اعضای پیکر خود به پاکی زندگی می‌کنند و طبل حسین همچنان می‌غرد.

🔺آوای اختلاس حکومتیان کشور رکورد گینس را شکسته، ولی مسئولین کشور همچنان در ایام محرم عزادارند و پیراهن سیاه و انگشتر عقیق و موی بلند بر صورت را تبلیغ می‌کنند و طبل حسین همچنان می‌غرد.

🔺دو سوم مدارس ایران نا امن است و در حال ریزش اما مکتب‌خانه‌های روحانیون با بالاترین ضریب استحکام و آسایش در حال آموزش علوم بیهوده که نه سودی به دنیای مردم دارد و نه آخرتشون ، خیابان‌ها پر شده از پرچم و پارچه‌های سیاه ، و شربت نذری و پلوی نذری دولتی و یا سهم برندگان دولتی، اما دخترکان با روپوشی مندرس به مدرسه می‌روند و طبل حسین همچنان می‌غرد.

🔺تکایا پر شده از صلیب‌های بزرگ و غول پیکر که هیبت عزاداران مسیحی را به رخ می‌کشاند و زنجیرها و قمه‌های وارداتی همچنان پیکرها را خونین و گل مالی صورت انسان آزاده را سرافکنده و حقیر می‌سازد و طبل حسین همچنان می‌غرد

**پاسخ:
✅این متن نه تنها از خانم الماسی که از هیچ یک از نمایندگان و در مجلس بیان نشده.
◀️هدف نویسنده این متون از نوع نگارش و نسبت دادن آن به نمایندگان مجلس کاملا مشخص است.
◀️هر دفعه با انتساب این مدل پیامها به افراد مختلف میخواهند به مردم القا کنند که مردم از عزاداری سیدالشهدا و....خسته شدند که زهی خیال باطل.
عشق حسین(ع) در دلهای ما شیعیان خاموش شدنی نیست! و تا ظهور منجی عالم بشریت با عشق حسین(ع) و اولادش بر طبل عالم میکوبیم و پیرو راهش خواهیم ماند.
◀️نه تنها بعد از ۱۴۰۰ سال، بلکه قبل از ۱۴۰۰ سال قبل هم غرش طبل حسین آسمان و زمین را به هم دوخته بود. و نه تنها در سرزمین ایران که در هر نقطه ای از عالم که فردی آزاده صدای حسین را می شنود.
شما کر و کور بودید و هستید که تازگی ها قلم تیز کرده اید ولی نه برای نوشتن، بلکه برای سوراخ کردن پوست این طبل.
📌عیب ندارد قلمتان را تیز تر کنید
ای کاش می شنیدید و می دیدید و می توانستید درک کنید که صدای غرش نمی گذارد هیچ یک از فضایل اخلاقی به خواب برود.
این طبل خود عدالت است. این صدا صدای خود عدالت است. 
روحانیون و مداحان اصیل، فقط وسیله ای برای رساندن پیام عاشورا هستند. مداحان واقعی هیچ وقت کسی را مجبور به حق الزحمه نمی کنند. کسانی مثل شما که ذره ای با این دستگاه آشنایی ندارند، حق اظهار نظر هم ندارند. اما دکان باز کردنِ عده ای برای مداحی، ربطی به امام حسین ندارد. اگر هم عده ای برای خودنمایی و چشم و هم چشمی پول کلانی به بعضی ها می دهند باز هم به امام حسین ارتباطی ندارد. این مشکلات از نفس اماره ای سرچشمه می گیرند که شما و امثال شما هم اسیر آن هستید. فقط مدلش فرق می کند. اینجا شما با باطن کور، ژست روشنفکری گرفته اید.
📌عیب ندارد قلمتان را تیز تر کنید
طبل حسین برای حل مشکل شکم شما و معیشت من و شما نمی غرد. و گرنه بیعت با ظالم لقمه ی چرب تریست. طبل حسین فقط برای هدایت انسان صدا میدهد و این صدا در طول تاریخ پیچیده است تا خفتگان سراسر تاریخ را بیدار کند.
📌عیب ندارد قلمتان را تیزتر کنید
آن وقتی که اربابان شما، سالهای متمادی، این مملکت را به باد دادند، طبل حسین صدا نمیداد و یا صدایش را نخواستید بشنوید؟؟
گویا صدای طبل حسین فقط در نظام اسلامی گوش شما را می خراشد!
📌عیب ندارد قلمتان را تیزتر کنید
تهمت زدن و اراجیف بافی خرجی ندارد. دلیل و سند ارائه کنید برای آمار جعلی و ارقام فضاییتان. چگونه است که این آمار فقط و فقط به دست شما می رسد؟؟ مسئول کدام بخش شایعات و خزعبلات هستید؟ و چطور شد که فهمیدید علت این فسادها فقط و فقط طبل حسین است؟؟
@shobhenews
@shobhenews شبهه نیوز 🔴 
@shobhenews

   کلیه حقوق مادی و معنوی این وب سایت متعلق به شرکت هماپلاس می‌باشد. 


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۹ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۳۷
مهدی فراحی