با ولایت تا شهادت

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

با ولایت تا شهادت

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
پیوندهای روزانه
طبقه بندی موضوعی
آخرین نظرات

سوء استفاده از عکس زنان در تلگرام!

اخیراً برخی افراد با سوءاستفاده از تصاویر نمایه (پروفایل) زنان و دختران و اضافه کردن نوشتارهای مختلف کنار آن اقدام به ساخت برچسب‌‌های (استیکر) غیراخلاقی از این تصاویر می‌کنند.


به گزارش افکارنیوز، با تغییر فضای ارتباطی و افزایش شبکه‌های اجتماعی تلفن همراه برخی نکات نیز باید مورد توجه کاربران در استفاده از این ابزارهای نوین قرار بگیرد. که در ادامه یکی از نکاتی که اخیراً باید بیشتر مورد توجه کاربران شبکه‌ اجتماعی تلگرام باشد می‌آید:


شکلک و برچسب (استیکر) یکی از پرکاربردترین ابزارهای ارتباطی در جذاب ساختن پیام‌های نوشتاری است که بین مخاطبان شبکه‌های اجتماعی تبادل می‌شود؛ اما استفاده از این برچسب‌ها (استیکر) در شبکه‌ اجتماعی تلگرام قابلیت‌های خاصی نیز دارد، یکی از این قابلیت‌ها تبدیل عکس دلخواه فرد به یک برچسب (استیکر) است؛ آنهم فقط در چند ثانیه!


اما این قابلیت برای زنان و دختران عضو شبکه‌ اجتماعی تلگرام که تصویر چهره خود را به عنوان عکس نمایه انتخاب کرده‌اند دردسر ساز شده است.


اخیراً برخی افراد با سوءاستفاده از تصاویر نمایه (پروفایل) زنان و دختران و اضافه کردن نوشتارهای مختلف کنار آن اقدام به ساخت برچسب‌‌های (استیکر) غیراخلاقی از این تصاویر می‌کنند.


برچسب‌هایی که براحتی کپی و بدون توجه به پیامدهای پیشرو برای افراد حقیقی در مدت زمان کوتاهی به تعداد بسیار گسترده بازنشر می‌شود.


وایبر یکی از پرکاربردترین نرم‌افزارهای پیام‌رسان‌ رایگان تلفن‌همراه در بین کاربران ایرانی بود که ایجاد اختلال و کندی آن موجب افزایش استفاده و محبوبیت پیام‌رسان تلگرام در ایران شده است.


نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه خبری افکارنیوز بلامانع است.

http://www.afkarnews.ir/vdcirra5vt1arp2.cbct.html

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۴ ، ۰۶:۵۹
مهدی فراحی

متن شایعه



"مسلمونا ...

تضاد آیه سوره بقره (آیت الکرسی) هیچ اکراهی در دین نیست، و آیه 85 سوره آل عمران ، جز دین اسلام دین دیگری پذیرفته نیست رو چطور توضیح میدین ؟؟؟... "


 

پاسخ شایعه



1. "لا اکراه فی الدین" در آیه ۲۵۵ سوره بقره ، اشاره به قلبی بودن و اجبار ناپذیر بودن دین دارد و آیه‌ با زبان نفی سخن گفته، نه نهی؛ یعنی نمی توان کسی را به زور معتقد و مومن کرد .


2. انسان در انتخاب نیک و بد اختیار دارد و در هیچ یک اجبار نیست، اما خدا فقط نیکی را می پذیرد .

آزاد بودن انسان‌ در پذیرش دین ، یعنی اختیار داشتن در انتخاب بین حق و باطل .


3. اگرچه انسان قادر به انتخاب است و اجبار ندارد اما حکم و راهنمایی خدا این است که راه حق را برگزیند و از باطل دوری کند .‌


4. حق بودن ادیان و شریعت‏ها اختصاص به زمان خودشان دارد و پیروان آن‏ها، پس از ظهور شریعت کامل‏تر باید به آن بگروند ؛ البته تا ظهور اسلام که کامل ترین و آخرین دین است .


5. پیروان ادیان الهی ، هم به حکم کتاب خودشان که در آن به آمدن پیامبر اسلام اشاره شده و هم به حکم عقل که باید به آخرین پیام الهی گوش فرا دهند، باید دین اسلام را بپذیرند.

لذا آنان که از عقل و وحی استفاده نکرده اند مستوجب بازخواست هستند .


6. بنابر این بین این دو آیه هیچ تعارضی وجود ندارد؛ زیرا عدم اجبار بر پذیرش دین خاصی ، دلیل بر حق بودن تمام ادیان و مسلک‏ها نیست ، بلکه دلیل بر احترام به آزادی انسان در انتخاب دین است و ثمربخش نبودن اجبار در گرایش به دین خاص.

http://www.pasokhgoo.ir/node/13490


 

حق جو و حق طلب باشیم

لینک مطلب جهت انتشار: http://shayeaat.ir/post/289

عضویت در پیج سیره شهدا و رهبری:

 http://line.me/ti/p/%40cnj5604b  

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ خرداد ۹۴ ، ۰۰:۲۰
مهدی فراحی

««10 راز آرامش در زندگی»»


*راز اول: با خدا ارتباط برقرار کنید

حداقل نیاز انسان به روح خدایی مانند احتیاج نوزاد به مادر است به همان میزان که جسم برای ادامه حیات به هوا وغذا نیازمند است، روح و باطن نیز به هدایت الهی وروح ربانی محتاج است.آرامش جان، زمینی حاصلخیز است که دانه های”خواست ونیاز”درآن به خوبی می روید.نیازهای به حق را دریاد خداوند که آرامش جان وقلب است بکارید تا به خوبی تحقق یابند. خداوند همراه کسی است که او همراه خداوند باشد با توجه به خداوند وخواندن نامهای اوهمراهی وپشتبانی خدا را به سوی خودجلب کنید پس به خداوند توجه کنید تا الهی شوید! به خدا توکل کنید.هرچه ارتباط شما با خدا این نیروی عظیم وخرد لایتناهی بیشتروبیشترشود آرامش ونشاط بیشتری را در خود تجربه می کنید و هر چه ارتباط شما با خدا محدودتر شود ترس واضطراب بیشتری بر شما چیره می شود. خداوند فرموده است”اگر مرا یاری کنید شما را یاری می کنم وقدمهایتان را استوار میگردانم”یار خدا بودن یعنی براساس قوانین الهی رفتار کردن، گناه نکردن، کمک به دیگران، نرنجاندن دیگران، احترام به والدین و درواقع یار خدا بودن همان یاری کردن به خود است.


*رازدوم:ازآنچه هستید راضی باشید

بدن وسیله زندگی است نه جوهرآن.آن قدرکه ما انسانها با ظاهر جسمی خود مشخص می شویم یک درخت با تنه اش مشخص نمی شود.تجربیات ما باید مثل درخت به ما شکل بدهد ولی این کار را نمی کند.فقط جوهره وجودمان است که با شرایط محیط از بین نمی رود، شکسته نمی شود ویا درمعرض دید وبررسی دیگران قرار نمی گیرد.وجود داشتن پر معنا وپر مفهوم است.من وجود دارم، من هستم، من این جا هستم، من در حال شدن هست، تنها من هستم که زندگی را می سازم و..هر کدام از ما انسانها در این دنیا ما موریتی خاص داریم.باکمک به دیگران ومهرورزی به آنان باعث تکامل روحمان می شویم.رسالت اصلی ما در این دنیا بیدار شدن و بیدار کردن است وزندگی ما به منزله یک سفراست و هدف نیست.منظور از بیداری فعال شدن در همه ابعاد وجود و همه زوایای زندگی است مانند بیداری جسمی، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و…خلاصه در یک کلام”بیداری الهی”.


*راز سوم:مثبت فکر کنید

یاد بگیرید که احساس هایتان را از طریق افکار مثبت مهار کنید.به دقت افکارتان را زیرنظربگیرید و هنگامی که یک فکر منفی هجوم می اورد خودتان را وارسی و به جای آن یک فکر مثبت جایگزین کنید.ذهن مثبت اوضاع مثبت را به خود جلب می کند.به خاطر داشته باشید که عالم به نیات ما پاسخ می دهد.

افکار وعقاید ما به صورت انرژی از وجودمان ساطع میشود وبه جهان بیرون راه می یابد ومحیط سعی می کند آنچه را می خواهیم به ما هدیه کند.راز توفیق آن است که میزان انرژی خود را در جهت مثبت و صعودی افزایش دهیم و برای خود ودیگران همیشه بهترینها را بخواهیم.چرا که حتی اگر در مورد دیگران نیت بد و منفی داشته باشیم آثار مخرب آن گریبانگیر خودمان می شود.چه زیباست که بهترین نیات وآرزوها وافکار را برای خود ودیگران داشته باشیم تا به اوج آرامش وشادی برسیم.


*راز چهارم:بر آرامش درونی تمرکز کنید

در دل توفان هم آرامش نهفته است.مهم نیست که درهرزمانی از روز چه اتفاقی بیفتد.هر چه مسایل به نظر مشکل وپر دردسر بیایند و هر چه قدر که بخواهیم کارهای زیادی را در آن واحد انجام دهیم باید فقط به خلوتگاه درون خویش برگردیم و آرامش درونی پیدا کنیم.برای دسترسی به خلوتگاه درونی چشمهایتان را ببندید و روشنایی آرام و ملایمی را درون خود تصور کنید.این فضا جایی است که ضربان قلب شما به فرمان شما آرام می تپد.به آن جا بروید واز دوردست استاد معنویتان از راه میرسد در گوشتان زمزمه می کند:”هر جا می توانید خوبی کنید در هر چه می توانید به هر شکل که می توانید هروقت که می توانید به همه اشخاصی که می توانید و تا زمانی که میتوانید”نور سفیدی فضای دلتان را آرام می کند.سپس بر این آرامش حاصل شده تمرکز کنید.


*راز پنجم:قضاوت خود را به تاخیر بیندازید

در این جهان هیچ حادثه ای بر حسب تصادف ودر همه وقایعی که روی میدهند لطف و رحمت الهی نهفته است.تمام حوادث برای ما پیامهایی دارند که سبب تکامل روحمان میشوند.مثلاً شما می توانید پیام آن حادثه به ظاهر بد را بعد از گذشت مدت زمانی بفهمید و یا حتی ممکن است تا زمانی که زنده هستید، متوجه نشوید زیرا بسیاری از این وقایع فراسوی درک ما و جزء اسرار الهی هستند و تلاش برای فهم حکمت خداوند با هوش محدودمان مانند سنجش اقیانوس با پیمانه است.همچنین در ذهن الهی، از دست دادنی ای وجود ندارد واگر شما به ظاهر چیزی را از دست میدهید معادل آن شئ و یا حتی بالاتر از آن را به دست خواهید آورد و تمام این اشیاء وسیله ای برای تکامل و زیبایی شما هستند.بیایید کاملاً بپذیریم که در هر موقعیت نامطلوب، نیکی پنهانی برای همه وجود دارد.”ساقی هر چه ریزد لطف اوست”


*راز ششم:صفتهای مثبت خود را افزایش دهید

از غیبت، تهمت و صفتهای نسنجیده درباره افراد یا حوادث، حسادت، کینه، دروغ، جر وبحث کردن با دیگران و خلاصه رنجاندن دیگران به شدت پرهیز کنید.زیرا کسی که با انجام دادن این گونه اعمال تراکمی از نیروهای منفی عذاب می کشد، خودتان هستید. زمانی که به دیگران خوبی و کمک می کنید تجمعی از نیروهای مثبت به دور خودتان فراهم می اورید و این نیروهای مثبت باعث آرامش و شادی شما می شوند.هنگامی که وضو می گیرید الکتریسیته های ساکن را به سطح بدن خود می اورید.آب نیز زسانا است وشما امواج الفا {امواج آرامش بخش} تولید می کنید.با کشیدن مسح سراین امواج را به کورتکس مغزانتقال می دهید و باعث می شوید که ناحیه شلوغ ذهن آرام گیرد.با مسح پا انتقال امواج آلفا را در اندامهای پایینی سرعت می بخشید.بیشترین منطقه ای که در کره زمین امواج آلفا دارد کعبه است.زمانی که شما نماز می خوانید و جهت خانه خدا قرار می گیرید وهفت قسمت بدن شما با زمین تماس پیدا می کند، امواجی را دریافت می کنید که باعث آرامش شما می شوند.برای افزایش نیروهای مثبت خود می توانید در یک وان حمام پر از آب ونمک به مدت بیست دقیقه قرار بگیرید.در بطری های رنگی آب خوراکی بریزید و به مدت دو ساعت در معرض نور شدید آفتاب قرار دهید سپس آنها را در یخچال بگذارید و در موقع لزوم بنوشید.بدون کفش وجوراب روی چمن راه بروید زیرا طبیت منبع انرژی نیروهای مثبت است.


*راز هفتم:به دستورات اخلاقی احترام بگذارید

از کنجکاوی کردن در زندگی دیگران دوری کنید.از خواندن نامه های شخصی ودفتر خاطرات محرمانه دیگران و گوش دادن به مکالمات خصوصی آنها اجتناب کنید.بدون در زدن واجازه گرفتن وارد هر مکانی نشوید.سعی در اثبات درستی نظرات و عقاید خود به دیگران نداشته باشید.تلاش نکنید که به زور افکار و عقاید دیگران را تغییر دهید، زیرا در صورت رعایت نکردن این دستورات آرامش خود را بر هم می زنید.به پدر ومادر خود نیکی کنید.با آنان با صدای بلند صحبت نکنید.

“بتی.جی ایدی”می گوید:”از زمانی که شما به درگاه خداوند دعا می کنید این دعاها به صورت شعاع های نورانی به طرف آسمان بالا می روند و فرشته ها برای اجابت به زمین می آیند ولی در میان این شعاعهای نورانی یکی از همه فوق العاده قطورتر و نورانی تر است و فرشتگان به محض مشاهده آن سریع به آن رسیدگی می کنند.این پرتو قدرتمند و خیره کننده مربوط به دعای پدر ومادر در حق شماست.دعای مادر خالصانه ترین دعاهاست.چه زیباست به والدین خود از صمیم قلب احترام بگذارید ونیازهای آنان را تامین کنید زیرا که مهر و نیکی به آنان سبب آرامش و نشاط درشما می شود.


*راز هشتم:حس ها را از یکدیگرجدا کنید .

اغلب ما به این مسئله توجه چندانی نداشته ایم که حواس پنجگانه خود را از یکدیگر تفکیک و آنها را به صورت مجزا از یکدیگر حس کنیم.ذهنتان را برای بالا بردن آگاهی حسی، پرورش دهید.امروز بر بینایی تمرکز کنید، فردا بر مزه، روزبعد بر بویایی و…مثلاً زمانی که در حال دوش گرفتن در حمام هستید قطرات آب را روی بدن خود احساس کنید واز اینکه باعث تمیزی وآرامش شما می شود، لذت ببرید.موقعی که در حال غذا خوردن هستید فقط به طمع و مزه غذا تمرکز کنید.وقتی در حال ریختن چای در استکان هستید به صدای ریزش آن گوش دهید.به این ترتیب، شروع به جدا کردن تجربیات حسی تان از یکدیگر کنید و از هر کدام لذت ببرید.


*رازنهم:دید جدیدی پیدا کنید

پرهای دم طاووس رنگارنگ هستند وهنگامی که از زاویه ای خاص به آنها نگاه می کنید درخشش وزیبایی بی نظیری دارند.خیلی از مسائل در زندگی هنگامی ارزش خود را نشان می دهند که از زاویه درست دیده شوند.ولی نگرشهای متشابه وکلیشه ای، دیدن این زیبایی ها را مشکل می سازد.اگر به هر مسئله ای از زاویه ای درست نگاه کنید در آن چیزهای با شکوه وزیبایی خواهید دید.سعی کنید همه چیز وهمه کس را با چشمهای تازه ای ببینید که از طریق عادت تیره وتار نشده اند.با این روش شما می توانید ثروتهای نامحدودی را کشف کنید.به خاطر داشته باشید که اگر از زاویه ای درست به تمام چیزها واشخاص نگاه کنید هرشخص یا هرشیء از طرف خالقتان برای شما ارمغان و پیام زیبایی به همراه خواهد داشت.


*رازدهم:وسایل اضافی را از محیط زندگیتان خارج کنید

اشیاءدرون خانه تان را لمس کنید واز خودتان بپرسید آیا به این وسایل احتیاج دارم؟کتابها را از درون قفسه بیرون بیاورید وببینید آیا دوباره قصد خواندن این کتابها را دارید.هرشیء یادگاری را بررسی کنید واز خودتان بپرسید:”آیا هنوزلحظه ای را که این شیء به یادم می آورد برایم مهم وبا ارزش هستند؟”لباسهایتان را باز کنید وتوجه کنید که آیا به تمام این لباسها احتیاج دارید واز آخرین باری که آنها را پوشیده اید چه قدر زمان می گذرد و آیا دوباره تصمیم به پوشیدن آنها دارید؟بعد از این بررسی کاملی که به عمل می اورید تمام وسایل ولباسهای اضافی تان را به دیگران ببخشید و یا آنها را حراج کنید.زیرا که هر شیء انرژی خودش را دارد واگربه کار نرود درخانه به آب راکد تبدیل می شود.همچنین جای مناسبی برای جوندگان و پشه ها می گردند.پس مراقب باشید وبگذارید انرژی آزادانه جریان یابد وآب جاری گردد.اگر کهنه ای را نگه دارید تازه ها جایی برای تجلی خویش نمی یابند.پس برای چرخش انرژی و پیشرفت درزندگی تان وسایلی را که احتیاج ندارید ازمحیط خارج سازد.


**منبع

http://www.irannaz.com/news_detail_7101.html

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۴ ، ۲۳:۲۳
مهدی فراحی

«پیام های زیبا»»

*ابر بارنده به دریا می گفت من نبارم تو کجا دریایی , در دلش خنده کنان دریا گفت ابر بارنده تو خود از مائی.                          


*هرگاه احساس کردی که گناه کسی آنقدر بزرگ است که نمی توانی او را ببخشی بدان که اشکال در کوچکی قلب توست نه در بزرگی گناه او.



*وقتی خدا تو رو سمت یه پرتگاه هدایت می کنه ۲ هدف داره :یا می خواد از پشت بگیرتت ....یا پرواز یادت بده ....


*زندگی کتابی است پرماجرا ، هیچگاه آن‌را به خاطر یک ورقش دور مینداز.



*دوست خوب داشتن بهتر از تنهایی و تنهایی بهتر از با هر کس بودن است.



»در اندرون همه ما خزانه‌ای بیکران از عشق و شادمانی و نعمت هست که می‌تواند آنچه را که در آرزوی آنیم، برایمان فراهم کند.



*خداوند به سه طریق به دعاها جواب می دهد:

او می گوید آری و آنچه می خواهی به تو می دهد.

او میگوید نه و چیز بهتری به تو می دهد.

او می گوید صبر کن و بهترین را به تو می دهد.



*دل آدما به اندازه‌ی حرفشون بزرگ نیست .امّا اگه حرفشون از دل باشه ، میتونه بزرگترین آدم رو بسازه.



*عشق رو میشه تو دستای خسته پدر دید .... و توی نگاه نگران مادر ...



*دنیا دو روز است یک روز با تو یک روز بر علیه تو؛ روزی که با تو ست مغرور نشو و روزی که بر علیه توست ما یوس نشو.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۴ ، ۱۸:۵۰
مهدی فراحی

«جریان زعفر جنی»

*هنگامی که واقعه ی جانسوز کربلا در حال وقوع بود، زعفر جنی که رئیس شیعیان جن بود در بئر ذات العلم ، برای خود مجلس عروسی بر پا کرده بود و خود بر تخت شادی و عیش نشسته بود.

*در این هنگام دو نفر از اجنه به او خبر دادند که امام حسین علیه السلام در کربلا هل من ناصر ینصرنی می گوید.

*زعفر جنی، تاج شاهی را از سر خود بر داشت و لباسهای دامادی را از تن خود خارج کرد و طوایف مختلف جن را با سلاحهای آتشین آماده کرد وهمگی با عجله به سوی کربلا حرکت نمودند.

*زعفر می گوید: «وقتی که ما وارد زمین کربلا شدیم ، دیدیم که چهار فرسخ در چهار فرسخ رالشکریان دشمن فراگرفته است، بعلاوه صفهای فرشتگان زیادی را دیدیم . ملک منصور با چندین هزار فرشته ی دیگر یک طرف، ملک نصر با چندین هزار فرشته از  طرف دیگر ، جبرئیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در ان طرف و در یک طرف دیگر میکائیل با چندین هزار فرشته ی دیگر در ان طرف ، ودر یک طرف دیگر  اسرافیل ، ملک ریاح (فرشته بادها) ، فرشته ی دریاها ، فرشته ی کوهها ، فرشته ی دوزخ و فرشته ی عذاب و... هر یک با لشکریان خود منتظر گرفتن اجازه از حضرت بودند . 

*بعلاوه ارواح یکصد و بیست و چهار هزار پیامبر ( علیهم السلام ) از ادم تا خاتم همه صف کشیده ، مات و متحیر مانده بودند. تمام موجودات و حقیقت کل اشیا در کربلا بودند و همگی گریان . چه کربلا و چه غوغائی .خاتم پیامبران ( ص ) آغوش  خود را گشوده و به امام حسین علیه السلام می فرمود:(( پسرم ! عجله کن ! عجله کن ! به راستی که مشتاق تو هستیم .))

حسین بن علی علیه السلام یکه و تنها در میان میدان  با زخمها و جراحات فراوان ، پیشانی شکسته، با سری مجروح، با سینه ای سوزان و با دیده ای گریان ایستاده بود  و در هر نفسی که میکشید  ، از حلقه های زره خون می چکید اما اصلا" توجهی به هیچ گروهی از ان فرشتگان نمی کرد به من هم کسی اجازه نمی دادتا خدمت ان حضرت برسم  .

همانطور که از دور نظاره میکردم ودر کار ان حضرت حیران بودم ،ناگهان دیدم که اقا امام حسین  علیه السلام سر غربت از نیزه ی بی کسی بلند کرد و با گوشه چشم به من نگاه کرد و اشاره ای فرمود که : ای زعفر ! بیا .در این هنگام   همه فرشتگان به سوی من نگاه کردند و مرا اجازه دادند تا نزد حضرت بروم . من خود را خدمت حضرت رساندم و عرض کردم : من با نود هزار جن به یاری شما امده ام . اگر بخواهی تمام دشمنانت را قبل از اینکه از جای خود حرکت کنی نابود میسازیم . حضرت فرمود : ای زعفر زحمت کشیدی ! خدا و رسولش از تو راضی باشند . خدمت تو مورد قبول درگاه حق باشد .اما لازم نیست که زحمت  بکشید ،شما برگردید .عرض کردم : قربانت شوم چرا اجازه نمی فرمائید ؟!  حضرت فرمود :  خداوند چنین نخواسته است و باید به لقای حضرت دوست برسم  . اگر من در جای خود بمانم  خداوند بوسیله چه کسی این مردم  نگونبخت را مورد  امتحان قرار دهد ؟ و چگونه از کردار زشت خود آگاه خواهند شد و..........

جنیان گفتند : ای حبیب خدا و ای فرزند حبیب خدا ! به خدا سوگند اگر اطاعت از تو لازم و مخالفت با تو حرام نبود ، سخنت را قبول نمی کردیم  و تمام دشمنانت را پیش از دستیابی به تو از میان می بردیم . حسین بن علی علیه السلام فرمود : به خداوند سوگند که ما بر این کار از شما جنیان تواناتریم  ولی باید حجت بر مردم تمام شود  تا (( آنکس که گمراه می شود با دلیل گمراه شود و انکس که هدایت می شود  با دلیل هدایت شود .))

من (زعفر ) به امر آن حضرت مایوسانه برگشتم  .وقتی که ما جنیان به محل خود رسیدیم ، بساط شادی را جمع کرده و اسباب عزا را فراهم کردیم . مادرم به من گفت : پسرم چه میکنی ؟! کجا رفته بودی که اینچنین ناراحت بر گشتی ؟! 

گفتم :مادر ! پسر ان بزرگواری که ما را مسلمان کرد ، اینک در کربلا در چنان حالی است که من رفتم تا یاریش کنم اما ان حضرت اجازه نفرمود و چون امر امام واجب بود ، باز گشتم  .مادرم  وقتی که سخنان را شنید ، گفت : ای فرزند ! تو را عاق می کنم . من فردای قیامت در جواب مادرش حضرت فاطمه (س )  چه بگویم ؟! زعفر گفت : مادر ! من خیلی ارزو داشتم تا جانم را فدای انحضرت کنم ولی ایشان اجازه نفرمود . مادرم گفت : ((بیا برویم ، من همراهت می آیم . مادرم جلو و من با لشکریانم از پشت سرش ، دوباره به سوی کربلا حرکت کردیم  . )) و هنگامی که به انجا رسیدم ، از لشکریان کفار صدای تکبیر شنیدم  و چون نگاه کردیم ، دیدیم  که سر مبارک و درخشان اقا امام حسین علیه السلام  بالای نیزه است و دود و آتش از خیمه های حرم بلند است . مادرم  خدمت حضرت امام سجاد علیه السلام رسید اجازه خواست تا با دشمنان آنان بجنگد  ولی ان حضرت اجازه نداد و فرمود : (( در این سفر همراه ما باشید و در شبها  اطفال ما را مواظبت کنید تا از بالای شتران بر زمین نخورند .))

در نتیجه جنیان اطاعت کردند و تا سرزمین شام با اسیران بودند تا حضرت سجاد علیه السلام  آنان را مرخص فرمود .

**مطلب به صورت شعر


 زعفر آمد با   سپاه  بی شمار  

در حضور آن ولی کردگار 

ایستاد  از   دور   با صد احترام

 کرد با سلطان مظلومان سلام 

عرض کرد ای خسرو دنیا و دین 

بنده ی درگاه ، زعفر را ببین 

هست حاضر زعفرت با این سپاه 

بهر یاری ای غریب بی پناه

اذن  فرما   بر    سپاه   جنیان  

تا بگیرند داد  تو  از  کوفیان 

لشکر جن هست از جان یاورت  

اذن ده گیرند  خون اکبرت 

این فرات از چه به رویت بسته اند  

اهل بیتت از عطش دل خسته اند 

اذن ده   بر    لشکر حق   از کرم 

تا رسانند آب بر اهل حرم 

ذاکرا  رو   در     پناه      شاهدین 

تا شود نام تو  تاج الذاکرین



http://www.maghrebnews.ir/oldsite/danestaniha/post_310.php

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۴ ، ۱۸:۲۴
مهدی فراحی

نفرین رسول الله

هر فردی که استحقاق لعنت خدا را داشته باشد، مورد لعنت رسول الله (ص) نیز  هست. 

بر شمردن تک تک این افراد مشکل است؛ از این‌رو، نخست برخی از گروه‌هایی را که در قرآن مورد لعنت خدا قرار گرفته‌اند بیان کرده، آن‌گاه نفرین شدگان از طرف پیامبر(ص) را مطرح خواهیم نمود.

الف. نفرین شدگان در قرآن

1. کسانی که حقایق را کتمان می‌کنند: «إِنَّ الَّذینَ یَکْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَیِّناتِ وَ الْهُدى‏ مِنْ بَعْدِ ما بَیَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِی الْکِتابِ أُولئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ یَلْعَنُهُمُ اللاَّعِنُون»؛[1] کسانى که دلایل روشن، و وسیله هدایتى را که نازل کرده‌‏ایم، بعد از آن‌که در کتاب براى مردم بیان نمودیم، کتمان کنند، خدا آنها را لعنت مى‌‏کند و همه لعن ‏کنندگان نیز، آنها را لعن مى‌‏کنند.

2. کسانی که در حال کفر از دنیا بروند: «إِنَّ الَّذینَ کَفَرُوا وَ ماتُوا وَ هُمْ کُفَّارٌ أُولئِکَ عَلَیْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ النَّاسِ أَجْمَعین»؛[2] کسانى که کافر شدند، و در حالِ کفر از دنیا رفتند، لعنت خداوند و فرشتگان و همه مردم بر آنها خواهد بود.

3. بنی اسرائیلی که از زبان حضرت داوود و عیسی(ع) نفرین شدند: «لُعِنَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ بَنی‏ إِسْرائیلَ عَلى‏ لِسانِ داوُدَ وَ عیسَى ابْنِ مَرْیَمَ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُون»؛[3] کافران بنى اسرائیل، بر زبان داوود و عیسى بن مریم، لعن (و نفرین) شدند! این به خاطر آن بود که گناه کردند، و تجاوز مى‌‏نمودند.

4. ابو لهب: «تَبَّتْ یَدا أَبی‏ لَهَبٍ وَ تَبَّ»؛[4]بریده باد هر دو دست ابو لهب (و مرگ بر او باد)!

ب. نفرین شدگان از زبان پیامبر اسلام(ص)

1. رباخواران: «قَالَ عَلِیٌّ (ع) لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) الرِّبَا وَ آکِلَهُ وَ مُؤْکِلَهُ وَ بَائِعَهُ وَ مُشْتَرِیَهُ وَ کَاتِبَهُ وَ شَاهِدَیْهِ»؛[5] امام علی(ع) می‌فرماید: ربا، رباخوار، کسی که معاملات ربوی را ترویج می‌کند، فروشنده مال ربوی، مشتری، نویسنده و دو شاهد بر معامله ربوی، مورد نفرین پیامبرند.

2. شراب خواران و تولید کنندگان مشروبات الکلی: «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) فِی الْخَمْرِ عَشَرَةً غَارِسَهَا وَ حَارِسَهَا وَ بَائِعَهَا وَ مُشْتَرِیَهَا وَ شَارِبَهَا وَ الْآکِلَ ثَمَنَهَا وَ عَاصِرَهَا وَ حَامِلَهَا وَ الْمَحْمُولَةَ إِلَیْهِ وَ سَاقِیَهَا»؛[6] امام باقر(ع) می‌فرماید: رسول خدا(ص) در ارتباط با شراب ده گروه را نفرین فرمود؛ کسی که درخت انگور را به قصد شراب بکارد؛ کسی که از آن حفاظت و نگهبانی کند؛ فروشنده و خریدار شراب؛ کسی که شراب می‌نوشد؛ کسی که از راه فروش مشروبات الکلی روزی برای خود تهیه می‌کند؛ کسی که مشروب تولید می‌کند؛ کسی که آن‌را حمل و جا بجا می‌کند؛ کسی که مشروب برایش حمل می‌شود؛ و کسی که شراب می‌نوشاند.

3. مردانی که به عورت نامحرم نگاه می‌کنند و رشوه‌گیران: «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (ع) قَالَ: لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) رَجُلًا یَنْظُرُ إِلَى فَرْجِ امْرَأَةٍ لَا تَحِلُّ لَهُ وَ رَجُلًا خَانَ أَخَاهُ فِی امْرَأَتِهِ وَ رَجُلًا یَحْتَاجُ النَّاسُ إِلَى نَفْعِهِ فَسَأَلَهُمُ الرِّشْوَةَ».[7] امام باقر(ع) نقل می کند رسول خدا این افراد را نفرین کرد: مردی که به فرج زنانی که بر او حلال نیستند نگاه کند. مردی که خیانت کند برادر دینی‌اش در ارتباط با همسرش و کسی که برای رفع مشکل مردم از آنها رشوه درخواست نماید.

4. آدم‌کشان: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ سَمِعْتُهُ یَقُولُ لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) مَنْ أَحْدَثَ بِالْمَدِینَةِ حَدَثاً أَوْ آوَى مُحْدِثاً قُلْتُ مَا الْحَدَثُ قَالَ الْقَتْلُ»؛[8] امام صادق(ع) مى‌‏فرمود: رسول خدا لعنت کرد شخصى را که در مدینه حادثه تازه‌‏اى پدید آورد، یا حادثه آفرینى را پناه دهد! گفتم: آن پدیده چیست؟ فرمود: قتل.

5. مردانی که خود را به صورت زنان در می‌آورند و بالعکس: «عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) الْمُتَشَبِّهِینَ مِنَ الرِّجَالِ بِالنِّسَاءِ وَ الْمُتَشَبِّهَاتِ مِنَ النِّسَاءِ بِالرِّجَالِ قَالَ وَ هُمُ الْمُخَنَّثُونَ وَ اللَّاتِی یَنْکِحُ بَعْضُهُنَّ بَعْضاً»؛[9] امام صادق(ع) می‌فرماید: پیامبر(ص) مردانی که خود را به صورت زن درمی‌آورند و همچنین زنانی که خود را به شکل مردان درست می کنند را لعنت کرده است. اینان مردان و زنان هم‌جنس بازند.

6. زناکاران و افرادی که واسطه زنا می‌شوند: «عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (ع) قِیلَ لَهُ بَلَغَنَا أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) لَعَنَ الْوَاصِلَةَ وَ الْمَوْصُولَةَ قَالَ إِنَّمَا لَعَنَ رَسُولُ اللَّهِ الْوَاصِلَةَ الَّتِی کَانَتْ تَزْنِی فِی شَبَابِهَا فَلَمَّا أَنْ کَبِرَتْ کَانَتْ تَقُودُ النِّسَاءَ إِلَى الرِّجَالِ فَتِلْکَ الْوَاصِلَةُ وَ الْمَوْصُولَةُ»؛[10] به امام باقر(ع) گفته شد شنیدیم رسول خدا(ص) واصله و موصله را لعنت کرد. امام فرمود رسول خدا واصله را لعن فرمود واصله کسی است که در جوانی زنا مرتکب می‌شود وقتی به سن پیری رسید قوادی می‌کند(بین زن و مرد به حرام جمع می‌کند) این افراد واصله و موصله هستند.


[1]. بقره، 159.

[2]. بقره، 161.

[3]. مائده، 78.

[4]. مسد، 1.

[5]. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، ج ‏3، ص 274، دفتر انتشارات اسلامی، قم، چاپ دوم، 1413ق.

[6]. همان، ج 6، ص 429.

[7]. کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ‏5، ص 559، دار الکتب الإسلامیة، تهران، چاپ چهارم، 1407ق.

[8]. همان، ج 13، ص 173.

[9]. برقی، احمد بن محمد بن خالد، المحاسن، محقق، مصحح، محدث، جلال الدین، ج ‏1، ص 113،‏ دار الکتب الإسلامیة، قم، چاپ دوم، 1371ق.

[10]. همان، ص 114.

منبع: اسلام کوئست

لینک مطلب

http://shiastudies.net/portal/fa/faq/post/196/%D9%BE%DB%8C%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1%20%D9%88%20%D8%A7%D9%87%D9%84%20%D8%A8%DB%8C%D8%AA?utm_source=newsletter&utm_medium=email&utm_campaign=http_shiastudiesnet_portal_fa_faq_post_196_d9bedb8cd8a7d985d8a8d8b120d98820d8a7d987d98420d8a8db8cd8aa

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۴ ، ۱۷:۳۲
مهدی فراحی

««بطری هوشمند»»

*آب برای بدن لازم است اما جالبه برخی فراموش می‌کنند که آب بنوشند.

*یکی از روش‌های مناسب استفاده از بطری‌های هوشمند است، بطری‌هایی که مثل مادری که نگران آب و غذای فرزندش هست مدام یادآوری می‌کند.

*نام این بطری HidrateMe که می‌تواند با استفاده از اپلیکیشنی که روی گوشی‌های هوشمند نصب می‌شود میزان نوشیدن آب شما را رصد کند و براساس آن زمان‌بندی مناسبی برای شما در نظر بگیرد و یادآوری‌های لازم را انجام دهد.

*این اپ ابتدا وزن، ویژگی‌های فیزیکی و میزان فعالیت را از کاربر می‌پرسد و براساس آن در طول روز زمان‌های نوشیدن آب را یادآوری می‌کند.

*اپلیکیشن مورد نظر می‌تواند در تعامل با دیگر اپ‌های ورزشی کار کند و همچنین زمانی که کاربر مشغول ورزش و تحرک است با استفاده از GPS این روند را مرور و از اطلاعات به دست آمده استفاده کند.

*قیمت این بطری‌های هوشمند از 45 دلار آغاز می‌شود و اپلیکیشن آن نیز رایگان بوده و برای iOS و اندروید موجود است.

**لینک خبر

http://tnews.ir/news/6E2742748321.html?nm=1

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۴ ، ۱۴:۵۸
مهدی فراحی

««نمرات کلاس خدا»»

*ناشکر= صفر

*ناله کننده= 7

*صبور= 14

*شاکر=20

**دعا میکنم در کلاس الهی همیشه بیست باشی و شاگرد ممتاز باشی

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۴ ، ۰۲:۵۴
مهدی فراحی

««بیماری های مسری عجیب»»

بیماری‌های مسری عجیبی که علم پزشکی پاسخ مشخصی برای آنها نداشته یا ندارد

 

**بیماری خواب


سال ها پیش (1920-1918) در بازه زمانی شیوع بیماری مرگبار آنفلوآنزای اسپانیایی، بیماری نادر و عجیب دیگری بر زندگی مردم سایه انداخت.

بیماری سیاه و خطرناکی که به دلیل بدنامی و مرگبار بودن آنفلوآنزای اسپانیایی خیلی به آن پرداخته نشد و پس از مدتی به دست فراموشی سپرده شد. این بیماری، «مرض خواب» نام داشت و چیزی حدود دو میلیون نفر را فلج کرد و به کام مرگ کشاند.شیوع بیماری در آن بازه زمانی به اندازه ای بود که اگر شخصی دارای علائم گلودرد و تشنج بود، اطرافیان به قطع یقین می دانستند که وی دچار بیماری خواب شده است.

روند این بیماری به شکلی بود که متاسفانه بیمار پس از مدت کوتاهی به کما می رفت سپس جان خود را از دست می داد.

خوشبختانه این بیماری مهلک در نهایت سال 1926 به طور ناگهانی از شهر رخت بربست و ناپدید شد. اما پزشکان در یافتن دلیل این بیماری عاجز ماندند و راز مرض خواب برای همیشه سر به مهر باقی ماند.


**خنده عذاب آور

بیماری خنده تانزانیایی، یک بیماری اسرارآمیز آفریقایی است که در تانزانیا متولد شد و افراد بسیاری را به رنج و عذاب واداشت.

همه اتفاقات از سی ام ژانویه سال 1962 در یک مدرسه شبانه روزی دخترانه شروع شد. سه دختر نوجوان در یکی از خوابگاه ها بنا به دلیلی شروع به خندیدن کردند. آنها بشدت می خندیدند و نمی توانستند جلوی خنده خود را بگیرند.

دختران دیگر که شاهد این صحنه بودند نیز ناگهان شروع به خنده کردند و به آنها پیوستند، بتدریج دانش آموزان دیگر به این گروه اضافه شدند. ویروس خنده بسرعت در مدرسه تکثیر شد تا جایی که پس از مدت کمی دو سوم مدرسه درگیر این خنده دردسرساز شدند.

اما نکته عجیب این بود که ظاهرا این ویروس روی معلمان تاثیر نداشت. با توجه به وضع موجود و غیرقابل کنترل دانش آموزان، مدرسه موقتا تعطیل شد.

دانش آموزان به خانه رسیدند و ویروس خنده را به افراد دیگر منتقل کردند. 

از خصوصیات ویروس خنده آن بود که تنها افراد 12 تا 18 سال را تحت تاثیر قرار می داد و از چند ساعت تا 16 روز ادامه داشت.

در بعضی موارد، بیماران آن قدر می خندیدند که دچار امراض دیگری همچون سردرد، تب، درد، غش، مشکلات تنفسی، حملات گریه و فریادهای ناگهانی نیز می شدند.

خوشبختانه پس از چند ماه رنج و عذاب خنده دار این ویروس از روستا رخت بربست و قربانیان بهبود یافتند. اما تا قبل از ناپدید شدن بیماری در سال 1964، در مجموع 1000 نفر در تانزانیا و اوگاندا دچار این بیماری عجیب و نادر شدند.

عجیب تر از همه این است که با وجود پیشرفت روزافزون در رشته پزشکی تا امروز هیچکس قادر به توضیح دلیل این بیماری نبوده است.


**طاعون سرجنبان


داستان این بیماری عجیب در ابتدا از دهه 1960 از تانزانیا، جایی که تعداد زیادی کودک بی گناه قربانی آن شدند، شروع شد.

بیماری سرجنبان، اپیدمی خطرناکی است که تنها کودکان 5 تا 15 سال گرفتار آن می شوند .در این بیماری رشد جسمی و ذهنی کودک مبتلا، متوقف شده و مدام سر خود را تکان می دهد تا جایی که دچار تشنج شود و از هوش برود. با وجود گذشت زمان، این بیماری هنوز هم در آفریقا جان کودکان زیادی را می گیرد و در حال حاضر سه هزار کودک تانزانیایی را مبتلا کرده است. این در حالی است که هنوز علت و درمانی برای آن یافت نشده است و تنها یافته پزشکان این است که بیماران مبتلا حتی در صورت بهبود نیز بیشتر از 30 سال عمر نخواهند کرد.


**رقص ویروسی


در ژوئن 1518 یک بیماری ویروسی بسیار عجیب به جان مردم استراسبورگِ فرانسه و قسمت هایی از روم افتاد. 

این بیماری با شروع رقص زنی به نام «فرا تروفی» آغاز شد. وی در آن روز ناگهان در خیابان بی هیچ دلیل خاصی و بدون موسیقی شروع به رقصیدن کرد.

جالب اینجاست، زمانی که تروفی برای مدتی نزدیک به کسی می رقصید آن شخص را نیز آلوده به ویروس رقص می کرد تا جایی که ظرف یک هفته 34 نفر دیگر نیز مبتلا شدند.

این ویروس چنان با سرعت در بین اهالی شیوع پیدا کرد که تا ماه آگوست همان سال 400 نفر دیگر نیز به جرگه رقصنده ها پیوستند.

پس از مدتی از شدت تحرک زیاد، پاهای قربانیان شروع به خون ریزی کرد و بسیاری از آنها به دلیل حمله قلبی جان خود را از دست دادند!

این بیماری مهلک به حدی مردم را ترسانده بود که دسته جمعی به بالای کوهی رفتند و برای شفای بیماران و طلب یاری از خداوند دست به دعا برداشتند.

در نهایت پس از گذشت مدتی بیماری همانند ورود ناگهانی اش، به شکلی عجیب و بدون هیچ توضیحی ناگهان از بین رفت و قربانیانی که زنده مانده بودند بهبود یافتند.


**هیستری دسته جمعی

در سال 2013 یکی از مدارس منطقه لی روی در حومه شهر نیویورک گرفتار اپیدمی عجیبی شد.این بیماری همگانی زمانی آغاز شد که یکی از دانش آموزان مدرسه به نام «کیتی کراتوارست» پس از بیدار شدن از خوابی کوتاه، دچار اسپاسم شدید ماهیچه ای شد، تا حدی که به هیچ وجه نمی توانست حرکات سریع و غیرارادی دست و پایش را کنترل کند و در نهایت با تلفنی که در دست داشت به صورت خود کوبید! کیتی پس از آسیب زدن به صورتش خود را به نزدیک ترین دوستش رساند تا از او کمک بخواهد، اما خبر نداشت که با این کار دوستش را نیز آلوده به این مرض می کند.

زمانی که او نیز گرفتار این اسپاسم شد، هردو وحشت زده برای تقاضای کمک به سمت دیگران رفتند و در نهایت ظرف چند ساعت تمام 600 دانش آموز حاضر در مدرسه دچار این تیک شده و به شکل ترسناکی از کنترل خارج شدند.

زمانی که این خبر به خارج از مدرسه رسید گروهی خبرنگار و پزشک به محل اعزام شدند. در پی انجام آزمایش های اولیه و نشر این خبر توسط خبرنگاران، تیم پزشکی اعزامی در ابتدا معتقد بودند که این بیماری ناشی از یک مسمومیت شیمیایی است.

اما مدتی بعد مشخص شد که این اسپاسم همگانی ناشی از بیماری «هیستری جمعی» است که در آن بیماران به صورت ناخودآگاه و بدون این که بدانند رفتار هم نوعشان را تقلید می کند.

اما نکته عجیب و غیرقابل توضیح درباره این بیماری آن بود که رسانه های جمعی روند بیماری را بدتر کردند! دانش آموزانی که طی مصاحبه با خبرنگاران اعزامی درباره علائم بیماری صحبت کرده بودند یا این که فیلم هایشان را خودشان روی اینترنت گذاشته بودند بسیار دیرتر از کسانی که این کار را نکرده بودند، بهبود یافتند.

اولین مورد گزارش شده از هیستری جمعی در ایران نیز در سال 1365 در یک مدرسه دخترانه در استان کرمان رخ داد. در این هیستری افراد مبتلا همگی به صورت حاد دچار اضطراب و نگرانی شده بودند. پس از آن نیز در چند شهر و روستای دیگر، اتفاقات مشابهی افتاد که سرانجام تشخیص پزشکان برای این بیماری، هیستری جمعی بود.

دینا فراهانی - تپش (ضمیمه چهارشنبه روزنامه جام جم)


http://tnews.ir/news/D7D442939547.html?nm=1

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۳ خرداد ۹۴ ، ۰۱:۳۱
مهدی فراحی

**این هم بگذرد**

*ﻣﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﻟﺒﺎﺱ ﻭ ﮐﻔﺸﻬﺎﯼ

ﮔﺮﺍﻧﻘﯿﻤﺖ ﺑﻪ ﺩﯾﻮﺍﺭﯼ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻣﯿﮕﺮﯾﺴﺖ. 

*ﺑﻪ ﻧﻘﻄﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺧﯿﺮﻩ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ، ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ :

*"ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ"

*ﻋﻠﺖ را ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ

*ﮔﻔﺖ: ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﺧﻂ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ. ﭼﻨﺪ

ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻧﻘﻄﻪ ﻫﯿﺰﻡ ﻣﯿﻔﺮﻭﺧﺘﻢ و حالا ﺻﺎﺣﺐ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﮐﺎﺭﺧﺎﻧﻪ ﺍﻡ . 

*ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ: ﭘﺲ ﭼﺮﺍ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺍﯾﻨﺠﺎ

ﺑﺮﮔﺸﺘﯽ؟

*ﮔﻔﺖ: ﺁﻣﺪﻡ ﺗﺎ ﺑﺎﺯ ﺑﻨﻮﯾﺴﻢ : "ﺍﯾﻦ ﻫﻢ ﻣﯿﮕﺬﺭﺩ

*گر به دولت برسی 

*مست نگردی مردی

*گر به ذلت برسی 

*پست نگردی مردی

*اهل عالم همه بازیچه دست هوسند

*گر تو بازیچه این دست نگردی مردی...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۲ خرداد ۹۴ ، ۲۲:۴۶
مهدی فراحی